رانندگی در برف و يخ  

رانندگی در برف و يخ   

رانندگی نکردن در هوای بد و برفی بهترین گزینه میباشد. در صورت اجبار ؛ چند نکته ساده میتواند شما و دیگران را از درد سر نجات دهد.

با اتومبیل مجهز به وسایل زمستانی حرکت نمایید.                                                           چراغهای بزرگ یا مه شکن راروشن نموده پشت سر ماشین برف روب یا شن پاش با فاصله زیاد حرکت نمایید.

اگر اتومبیل شما در برف گیر نمود؛ابتدا فرمان را به چپ وراست بچرخانید تا فرمان شما جای مانور داشته باشد.توسط بیلچه یا به کمک وسایل دیگر مانند قالپاق؛ برف را از مسیر چرخها وزیر اتومبیل تخلیه نمایید.از هرچیزی که بتواند اصطکاک ایجاد نماید مانند ماسه ؛ نمک؛ پتو یا لاستیک زیر پا  درمسیر چرخهای گردنده گیربکس استفاده نمایید.

با حرکت سرگاز چند بار اتومبیل را عقب وجلو ببرید تا نیروی لازم برای خروج از برف بوجود آید.با گاز خیلی کم وآرام به حرکت ادامه دهید تا از برف خارج شوید.توجه داشته باشید که حرکت پر گازشمارا بیشتر در برف فرو خواهد برد.

هنگام حرکت در جاده یخ زده سرعت خود را تا حد ممکن کم وفاصله با وسیله جلویی را تا بیش از سه برابر معمول حفظ نمایید.برا ی جلو گیری از لیز خوردن ؛ خیلی آرام و به دفعات متعدد ترمز نمایید تا چرخها قفل نشوند(درترمزهای ضد قفلA.B.S پدال را فشارداده وتحت فشار نگه دارید)

در حال حرکت اگر عقب اتومبیل شما به سمت چپ منحرف شد فرمان را به سمت چپ واگر به سمت راست منحرف شد  فرمان را به سمت راست بگردانید.ممکن است برای کنترل وضعیت بوجود آمده مجبور باشید فرمان را به طرفین بچرخانید.پس از بوجود آمدن امکان کنترل اتومبیل به آرامی به حرکت ادامه دهید.

اگر چرخهای جلو در حال سر خوردن به پهلو  باشند دنده را خلاص نموده و فرمان را ثابت نگه دارید. بعلت حرکت جانبی ؛سرعت اتومبیل کم شده و اتومبیل تحت کنترل در خواهد آمد در این حال با دنده سنگین وگاز کم به حرکت ادامه دهید.در صورت امکان به سایر ین کمک نمایید زیرا دیگران نیز به شما کمک خواهند نمود.

تبديل آب به سوخت اتومبيل

تبديل آب به سوخت اتومبيل   

آیا مایل هستید بیش از نصف سوخت اتومبیل شما توسط آب تامین شود؟

سیستم تبد یل آب به گاز HH O  و سوزاندن این گاز بدون نیاز به هیچ گونه تغییر در موتور؛این امر را امکان پذ یز نموده است.

عدم استقبال از اتومبیلهای هیدروژنی بدلیل نیاز به پمپهای فروش این گاز وخطرات ناشی از حمل آن' استفاده از  گازHH O را مقرون به صرفه تر مینماید زیرا این گاز فقط در صورت مصرف تولید شده ذخیره نمیشود وبه کمک سوخت فسیلی مورد استفاه قرار میگیرد.

عدم آلودگی محیط زیست وبالانرفتن درجه حرارت کره زمین از مزایای مهم این سیستم میباشد زیرا پسماند آن فقط آب میباشد.

انرژی حاصل از گازHH Oسه برابر سوخت فسیلی بوده وباتوجه به هدر رفتن ۸۰ درصد انرژی سوخت فسیلی و استفاده کامل از انرژی گازHH O با یک لیتر آب میتوان چند ماه رانندگی نمود.

طرز کار این سیستم از یک تکنولوژی حدود ۹۰ ساله گرفته شده ومبتکر آن تولید؛استفاده وفروش آن رامجاز اعلام نموده است.

یک الکترود استیل مارپیچ برای الکترولیز آب توسط جوش شیرین برای تولید گازHH O با استفاده از برق ۱۲ولت اتومبیل کافی میباشد

گازHH O ازطریق مانیفولد سوخت وارد سرسیلندر شده و توسط جرقه شمع منفجر وتبدیل به انژی میشود.

تمام لوازم مورد نیاز وراهکار نصب واستفاده ه از آن در دو جلد کتاب جمع آوری شده که در اختیار علاقمندان قرار میگیرد.

برای اطلاعات تکمیلی به آدرس زیر مراجعه فرمایید.

www.water4gas.com

وبلاگ اطلاع رسانی و آموزش رانندگی

آموزشگاه حامد در خدمت همشهریان ودانشجویان (مهمانان) عزیز

نکات مهم مربوط به مبحث تصادفات

  1. عدم توجه کافی به راه و نزدیک شدن بیش از حد به اتومبیل جلوئی یکی از موارد اصلی تصادف می باشد.
  2. دادن خوراکی به افراد زخمی تصادفی عملی نادرست است.
  3. برای کاهش خطر حادثه و تصادفات زنجیره ای باید در جاده های پرترافیک از خودرو جلوئی فاصله بیشتری بگیریم.
  4. راننده ای که مرتکب تصادف منجر به جرح یا فوت می گردد وظیفه دارد بلافاصله وسیله نقلیه را در محل تصادف متوقف ساخته  و با نصب علائم ایمی هشدار دهنده سایر رانندگان را از وقوع حادثه آگاه سازد.
    1. سرعت زیاد خودرو در راههای برون شهری نسبت به دراههای درون شهری موجبات ضایعات شدیدتر انسانی و اقتصادی در تصادفات را موجب می گردد.


  • نکات مهم مربوط به مبحث توقف

    1. در هنگام توقف نمودن خودرو بایستی اندازه ووزن وسیله نقلیه و شرایط جاده و تایرها مد نظر قرار گیرد.
    2. در هنگامیکه خودرو در بزرگراه ها دچار نقص فنی شود برای هشدار به وسایل نقلیه دیگر باید تابلوی احتیاط را در فاصله ۱۵۰ متری از خودرو قرار داد.
    3. در حین رانندگی و هننگام مواجه شدن با حیوانات در عرض خیابان باید سرعت خود را کاهش داده و توقف نمائید.
    4. موقعی که اتومبیل خود را پارک می نمائید نباید مانع سایر استفاده کنندگان از راه شوید.
    5. هنگام پارک در سرازیری که دارای جدول می باشد فرمان را به سمت راست باید چرخاند.
    6. هنگامیکه خودرو در جاده دچار نقص فنی می شود برای هشدار وسایل نقلیه دیگر تابلوی احتیاط را در فاصله ۷۰ متری باید قرار داد.
    7. متداول ترین نوع پارک کردن در شهرها پارک دوبل می باشد.
    8. زمانی که دید کافی برای راننده موجود نیست بایستی از سرعت خود کاسته و در صورت لزوم توقف نمائید.
    9. اگر در زمان رانندگی در آزادراهها تایر خودرو پنچر شود بایستی در خط توقف اضطراری توقف نمود.
    10. در پارک دوبل معمولا فاصله مناسب با وسیله نقلیه جلوئی ۱ متر می باشد.
    11. توقف در ۱۵ متری میدان ها ممنوع می باشد.
    12. اگر می خواهید اتومبیل خود را در سراشیبی پارک نمائید باید اتومبیل را در موقعیت دنده عقب قرار داده ترمز دستی را کشیده و فرمان را بطرف جدول گرفته و چرخها را به سمت جدول بچرخانیم.

    آموزشگاه رانندگی حامد در خدمت همگان

    1. توقف در خطوط ایستگاه های اتوبوس، تاکسی و حمل بار، برای سایر وسائط نقلیه ممنوع است.
    2. هنگام پارک کردن در سر بالائی ها ئی که دارای جدول می باشد فرمان اتومبیل را باید به سمت چپ چرخاند.
    3. در هنگام پارک دوبل معمولا فاصله خودرو از جدول بایستی ۴۵ سانتی متر باشد.
    4. در فاصله ۱۵ متری چراغهای راهنمائی و رانندگی توقف وسائط نقلیه ممنوع است.
    5. در فاصله ۱۵ متری از ورودی و خروجی مراکز آتش نشانی،پلیس و بیمارستان توقف وسائط نقلیه ممنوع است.

                                                  

    نکات مهم مربوط به مبحث سوالات فنی

    1. در صورت ترکیدن تایر اتومبیل در هنگام رانندگی باید فرمان را محکم گرفته و به آرامی توقف نمائیم.
    2. باد تایرهای اتومبیل را الزاما بایستی در هنگامیکه تایرها سرد هستند تنظیم نمود.
    3. در صورت تنظیم نبودن چرخهاُفرمان و ترمزها موجبات سائیدگی نامتوازن و بیش از حد تایرها فراهم می گردد.
    4. استعمال دخانیات در پمپ بنزین اکیدا ممنوع است.
    5. آلودگی دیداری عبارتست از تاثیر عینی نامطلوب که ناشی از حضور وسائط نقلیه باشد.
    6. کلاج گرفتن در هنگام رانندگی باعث کاهش کنترل راننده در حرکت و جهت اتومبیل می شود.
    7. کم بودن باد تایرها از موارد نقص فنی محسوب نمی شود.
    8. هوای گرم بر باد تایرها و دمای موتور تاثیر گذار می باشد.
    9. تنظیم نبودن دقیق ترمزها موجب منحرف شدن خودرو به یک سمت در هنگام ترمز گرفتن خواهد شد.


    آموزش رانندگی در هوای بارانی

    زمانیکه باران سنگین می بارد رانندگان مسابقات فرمول یک با مسئله و چالش هایی مواجه می شوند که سایر رانندگان با آنها برخورد می کنند که عبارتند از : دید محدود و ناکافی و دیگری پدیده ای به نام Aqua Planing ( سر خوردن ) این در حالی است که رانندگان معمولی در چنین شرایطی فقط کافی است فشار پای خود را روی پدال گاز کم کنند. ولی یک راننده فرمول یک مجبور است شرایطی را برای خود بوجود آورد تا میزان چسبندگی لازم برای ثبات اتومبیل را فراهم کند. برخورداری از یک چسبندگی خوب در چنین شرایطی برای راننده فرمول یک، امری حیاتی به حساب می آید. در این حالت استفاده از نوع تایرهای مخصوص حرکت بر روی سطوح خشک با شیارهای کم عمق و طولی تقریباً غیر ممکن می باشد.
     

    مقایسه پدیده Aqua Planing در اتومبیل های مسابقه ای و خیابانی
    در پیست مسابقه پدید آکواپلانینگ به سادگی به وجود می آید زیرا در سرعت های بالایی که اتومبیل های فرمول یک در حال حرکت هستند در مواجه با آبی که بر روی سطح زمین جمع شده است، این آب فرصت خارج شدن از شیارهای داخل تایر را ندارد . زمانیکه از تایرهای مخصوص سطح خشک برای شرایط مرطوب و بارانی استفاده می شود اتومبیل به حالت شناور در آمده و تایرها تماس خود را با سطح مسیر حرکت از دست می دهند. در یک اتومبیل تولید انبوه، مواجه شدن با پدیده آکولا پلانینگ از طریق برخورد آب، با محفظه داخل گلگیر که چرخ در آن قرار گرفته و صدایی که در اثر این برخورد ایجاد می شود قابل تشخیص است راننده خطر آن را تشخیص می دهد زیرا صدا کاملاً بلند است. در اتومبیل هایی که مجهز به سیستم کنترل پایداری دینامیکی ( DSC ) هستند، سیستم قادر به تشخیص حرکت چرخ ها در زمانی که چسبندگی خود را از دست می دهند و به حالت هرز گردی در می آیند هستند. در چنین شرایطی چراغ هشدار دهنده در جلو داشبورد روشن و خاموش می گرد و سیستم DSC برای رفع مشکل وارد عمل می شود.
    نکات فرمان پذیری در هنگام وقوع آلکواپلانینگ
    در هنگامی که آکوالپلانینگ به وقوع می پیوندد فرمان اتومبیل به یک سمت منحرف می شود و یا اینکه به طور کلی و به صورت ناگهانی تمایل خود را با سطح مسیر حرکت از دست داده و تبدیل به حالت هرز گردی کامل می شود.
    در هنگام شناور شدن اتومبیل، راننده نباید اعتماد به نفس و کنترل خود را از دست دهد، بلکه لازم است در چنین شرایطی با صبر و حوصله تلاش کند که وضعیت فرمان را به حالت اولیه برگرداند. به محض اینکه تایرهای چسبندگی از دست رفته را باز می یابند اتومبیل در مسیری که فرمان آن نشانه رفته شروع به حرکت می کند. در یک جاده مستیم به شرط آنکه راننده عصبی پشت فرمان ننشته باشد شرایط قابل کنترل است و بدین ترتیب پدیده آکواپلانینگ می تواند در عبور از پیچ به معنای واقعی شرایط دشواری را پیش روی راننده قرار دهد.
    زمانی که چرخ جلو به یک آب کم عمق انباشته بر روی سطح مسیر حرکت بر خورد می کند، اتومبیل بلافاصله در دایره پیچ به وضعیت منحرف شدن قسمت جلو دچار شده و به سمت بیرون دایره پیچ برای خارج شدن از آن حرکت می کند. در چنین شرایطی اغلب رانندگان در عبور از پیچ چنانچه با حالت منحرف شدن مواجه شوند واکنش نا مناسب نشان داده و فرمان را بیش از حد لزوم در جهات غلط حرکت می دهند. چنین واکنشی را فقط از رانندگان غیر حرفه ای می توان دید. به یاد داشته باشید شرایط مرطوب و خیس واکنش هایی بی نهایت خطرناک در پی دارد. زمانی که قسمت جلوی اتومبیل دچار انحراف می شود به راننده خاطر نشان می سازد که میزان چسبندگی در چرخ های جلو با توجه به سرعت اتومبیل در حال حرکت کافی نبوده و بنابراین چرخ های جلو قادر نیستند فرامین راننده را در خصوص میزان چرخش فرمان برای عبور از پیچ رعایت کنند. در چینن شرایطی با فرمان بیش از حد اگر بازی کنید می توان گفت شانسی برای باقی ماندن در دایره پیچ و ادامه حرکت در مسیر صحیح را از بین برده اید . در حالت آکواپلانینگ زمانی که چرخ های جلو وضعیت چسبندگی خود را مجدداً بدست می آوردند احتمال دارد به پیچیدگی موضوع اضافه شود. در این وضعیت چون اتومبیل در حالتی حرکت می کند که فرمان اتومبیل آن را مشخص کرده ضمن اینکه چرخ های عقب فاقد چسبندگی هستند و بنابراین قسمت عقب اتومبیل پایداری خود را از دست داده که در نهایت پیچ خوردن و از دست رفتن کامل کنترل اتومبیل اجتناب ناپذیر است.
    پیشنهاد
    چنانچه در عبور از پیچ های دچار پدیده آکوا پلانینگ شدید برای استفاده از پدال های ترمز و کلاچ با دقت و وسواس زیادی این کار را انجام دهید. در چین شرایطی می بایست مراقب عقب اتومبیل و احیاناً منحرف شدن آن نیز باشید. چنانچه احساس کردید که قسمت عقب در حال منحرف شدن و خارج شدن از دایره پیچ است جهت حرکت فرمان را در جهت خلاف دایره پیچ انجام داده و بدین ترتیب از منحرف شدن قسمت عقب پیشگیری کنید .
    در اغلب شرایط سیستم کنترل پایداری الکترونیکی یا DSC با اعمال نیروی ترمز به چرخ های عقب تلاش نماید که در مواقع لزوم اتومبیل را در عبور از پیچ در حالت پایداری حفظ کند. از طرف دیگر سیستم DSC به گیربکس های اتوماتیک و یا SMG ارتباط مستقیم داشته و در اتومبیل هایی که مجهز به این گیربکس ها هستند در مواقع اضطراری نیرو در چرخ های متحرک کاهش پیدا می کند.
    راهنمایی
    به صورت کلی قانون این است که در مواقعی که باران می بارد میبایست سرعت اتومبیل خود را کاهش دهید و فاصله اتومبیل خود را با سایر اتومبیل های اطراف خود افزایش دهید. در مورد نقاطی مثل شانه های جاده، فرو رفتگی ها، شکاف های موجود در مسیر دقت زیادی کنید. به این نکته نیز باید اشاره کرد که در مسابقات فرمولاوان هیچ راننده ای توجهی به این مقررات و قوانین ندارد.

    10 نکته برای جلو گیری از تصادف

     از « خط استارت» اجتناب کنید
    اگر از خط وسط یا راست جاده های چند باندی استفاده کنید، در صورت بروز یک مشکل ناگهانی که تغییر خط سریع یا رفتن به شانه خاکی جاده را می طلبد. « راه گریز» بیشتری خواهید داشت.ب یشتر تصادف های بزرگراهی در خط سمت چپ جاده اتفاق  می افتد.
    2 چشم هایتان همیشه در حال کاوش جاده پیش رو باشید و به فواصل دروتر نگاه کنید
    صرفا به اتومبیل مقابل خود چشم ندوزید بلکه وضعیت آمد وشد در جلوی آن اتومبیل را نیز ببینید. بااین کار، فرصت بیشتری خواهید داشت و اگر مشکلی وجود داشته باشد، زمان کافی برای واکنش نشان داد خواهید یافت. همچنین احتمال برخوردار با خودروی جلویی در صورت توقف ناگهانی آن، کمتر خواهد شد.
    3 ـ از نقاط کور آگاه باشید.
    اینه بغل ها و آینه جلو را تنظیم کنید تتا تقریبا دید « پانورامیک» بی عیب و نقصی از سراسر منظره پشت ماشین داشته باشید اما فقط به آنها اکتفا نکنید.
    گاهی سرتان را به چپ بچرخانید و مستقیم به خطوط کناری نگاه کنید تا چیزی که در آینه نتوانسته اید ببینید، نا دیده نماند. به نقاط کور رانندگان اطراف خود نیز توجه داشته باشید؛ مخصوصا نقاط کور رانندگان کامیون سعید کنید کمتر در نقاط کور باقی بمانید.
    4 دستتان را روی فرمان درموقعیت ساعت 9 و ساعت 3 قرار دهید.
    رانندگان تنبل معمولا یک دستشان را در موقعیت ساعت 12 قرار می دهند یا هر دو دستشان را در پایین ترین نقطه فرمان نگه می دارند. اما موقعیت ساعت 3 و ساعت 9 کمک می کند تا حداکثر تسلط را بر خودرو داشته باشید و در مواردی که ناچار به مانورسریع برای اجتناب از تصادف هستید، مشکلی به وجود نیاید.
    5 مانند رانندگان اتومبیل های مسابقه کنترل اتومبیل را در دست بگیرید.
    ترفندی دیگر برای حفظ کنترل فرمان، آن است که صندلی خود را آن قدر به فرمان نزدیک کنید که مچ دستتان بتواند بالای فرمان، آسوده قرار گیرد و ساعدتان روی فرمان پهن شود و پشتتان به پشتی صندلی باشد. به این ترتیب می توانید مطمئن باشید که دستتان به سادگی خسته نمی شود و در بهترین موقعیت قرار دارید که بتوانید در لحظات حساس مانور بدهید.
    6 رانندگن را از روی وضعیت اتومبیلشان مود قضاوت قرار  دهید.
    اگر حال و وضع اتومیبلی گویای آن است که راننده بی ملاحضه ای پشت آن نشسته که به بدنه خودرویش صدمه زده و شیشه های اتومبیل را کثیف نگه داشته است، از او دوری کنید. اتومبیلی که مدام خط عوض می کند احتمالاً راننده ای خسته یا در شرایطی غیر عادی دارد یا شاید راننده در حال صحبت با گوشی موبایل است؛ از او نیز احتراز کنید.
    7 محدودیت های اتومبیل تان را بدانید.
    هر اتومبیلی (سدان، اسپرت، وانت یا ماشین مسابقه) محدودیت های خاص خود را دارد. توجه  داشته باشید که اتومبیل خاصی که زیر پای شماست در هر شرایطی چه واکنشی نشان می دهد. اگر بدنه اتومبیل شما سر پیچ خیلی به کناره ها متمایل می شود یعنی پیچاندن فرمان در سرعت بالا برای اجتناب از تصادف، وضعیت وحشتناکی را به وجود خواهد آورد. آشنا بودن با محدودیت های ترمز و تایر اتومبیل نیز بسیار مهم است. وقتی با تمام قدرت پدال گاز را فشار می دهید، چقدر طول می کشد تا اتومبیل متوقف شود؟ اگر تایرها های اتومبیل را با زاپاس ارزان قیمت تعویض کنید، احتمالا قابلیت ترمزگیری و فرمان گیری خودرو پایین می آید.
    8 خودرو را در وضع مناسبی نگه دارید.
    اگر بخواهید اتومبیل خود را در مدت زیادی نگه دارید، باید از برنامه نگهداری که از سوی خودرو سازان ارائه می شود، پیروی کنید. با این کار مطمئن خواهید بود که هنگام نیاز به موقع می توانید شتاب بگیرید، توقف کنید یا فرمان را به اندازه کافی بچرخانید. اگر تایر را به موقع عوض نکنید، ممن است در یک جاده لیز، سر بخورید و با نرده محافظ جاده برخورد کنید.
    9 شب برای رانندگی زمان مناسبی نیست.
    بعضی از افراد دوست دارند شبانه رانندگی کنند تا به راهبندان برنخورند اما این کار خطرات خاصی را در پی دارد. علاوه بر آنکه راننده ممکن است خسته شود و حدوده دیدش کم شود، خطر رانندگان کم سن و سال و بی احتیاط یا افرادی که در شرایط غیر عادی رانندگی می کنند در هنگام شب بیشتر است. در این ساعات، بسیار با ملاحظه رانندگی کنید و لطفا از به کار بردن نور بالا و چراغ های بسیار پر نور پرهیز کنید.
    10 رانندگی اتومبیل های مسابقه را یاد بگیرد.
    این البته خیلی پر هزینه به نظر می رسد اما رفتن به کلاس رانندگی پشیرفته، بهترین راه برای بالا بردن مهارت های رانندگی است. در آنجا یاد میگیرد که اتومبیل را در شرایط سخت و خطرناک چگونه مهار کنید و مانورهای اجتناب ازتصادف را تمرین می کنید و در شرایط ایمن و کنترل شده، شرایط تصادف با لیز خوردن را از سر می گذرانید. فهمیدن این که چکار کنید تا اتومبیل مطابق میل شما رفتار کند، ممکن است در شرایط اظطراری، جان شمات را نجات دهد.

    - 10 توصیه برای رانندگی در فصل زمستان

    حکمای نیمکره شمالی اخیرا با فراست ذاتی و بینش ژرف خود دریافتند اند که زمستان نزدیک است؛ بنابراین تصمیم گرفته اند که به شال و کلاه کردن و دست در جیب بردن اکتفا نکنند و به عموم مردم نیز خدمتی کنند اما چون خدمتی جز نصیحت کردن از دستشان بر نمی آید، همین 10 توصیه را در اختیارتان قرار داده اند:
    1 آهسته برانید. این را که خودتان هم بهتر از هر دانشمندی می دانید. مساله فقط این است که به آنچه می دانید معمولا عمل نمی کنید. علت اصلی بیشتر تصادفات در فصل زمستان، سرعت  بیش از حد رانندگان است که وقتی زمان ترمز زدن می رسد، ناگهان متوجه می شوند ترمزشان کارایی لازم را ندارد. یادتان باشد که حد مجاز سرعت برای سطوح خشک جاده و شرایط آب و هوایی خوب در نظر گرفته شده است.
    2 اگر اتومبیل دو دیفرانسیل دارید، بیش از حد به آن اعتماد نکنید. البته احتمالا از این اتومبیل های به اصطلاح SUV ندارید که به آن بیش از حد اعتماد داشته باشید اما در صورتی که چنین خودرویی زیر پای شماست. فکر نکنید اتومبیلی جاده ای و خارج شهری در اختیار دارید و هر کاری دلتان می خواهد، می توانید انجام دهید. اتفاقا این نوع خودروها به علت شکل و ارتفاعاشان، بیشتر از سواری های معمولی، مستعد چپ شدن هستند. اگر یک اتومبیل دو دیفرانسیل می رانید، حتکا بند قبلی را دوباره بخوانید و « آهسته برانید»
    3 از خودروی جلویی فاصله بیشتری بگیرید، زودتر روی ترمز بزنید و فاصله های دورتر را بپایید. حتما خودتان خوب می دانید که روی جاده یخ زده یا نمناک، زمان و فاصله توقف بعد از ترمز زدن بیشتر می شود؛ بنابراین فاصله بیشتری بگیرید و به حرکات رانندگان دیگر بیشتر توجه داشته باشید. این نکته را نیز به یاد داشته باشید که حتی در مواقعی که خیابان یا جاده، یخ زده به نظر نمی رسد، سطح پل ها و نقاطی که زیر سازی فولادی دارند، ممکن است یخ بزند و لغزنده باشد.
    4 حواس تان به خودروهای سنگین راهداری یا شهرداری باشد.
    در مواقعبرف سنگین، خودروهای سنگین برای باز کردن خیابان فعال می شوند اما کند بودن خود آنها حادثه ساز می شود؛ چون رانندگان بی حوصله سعی می کنند از آنها جلو بزنند و گاهی اوقات با سرعت در توده ای از برف فرو می روند. بنابراین فاصله ای در حدود 60 متر ( به اندازه 15 خودرو) از این اشیاء بزرگ را حفظ کنید.
    5 شیشه ها و آینه ها را از برف و یخ پاک کنید
    در فصل زمستان کمی بیشتر برای پاک کردن شیشه ها و آینه ها وقت بگذارید؛ مخصوصا اگر اتومبیل شما فاقد امکاناتی مانند گرمکن شیشه پشت یا گرمکن آینه بغل باشد( که اکثر سواری های موجود در خیابان ها و جاده های ما فاقد ای تجهیزات هستند.) در روزهای برقی به یک قطعه کوچک تمیز روی شیشه جلو یا عقب اکتفا نکنید. پاک کردن کامل یشه عقب مانع از پرتاب ناگهانی توده ای از برف روی شیشه جلویی خودرویی که پشت شماست و تصادم آن خودرو با شما می شود. دقت کنید که چراغ جلو، راهنما و چراغ قرمز نیز پاک باشد و دیده می شود. در روزهای برفی با چراغ جلوی روشن و نور پایین حرکت کنید تا چراغ عقب نیز دیده شود .
    6 سیستم خنک کننده خودرو را بررسی کنید
    بسیاری از مردم فکر می کنند جوش آوردن خومدرو مشکلی مختص تابستان است اما در زمستان نیز خودرو ممکن است جوش بیاورد. این مشکل در مواقعی پیش می آید که سیستم خنک کننده، خوب عمل نکند؛ بنابراین حواس تان به این بخش نیز باشد تا موتور اتومبیل صدمه نبیند.
    7 باک بنزین را پر نگه دارید یا حداقل همیشه بیش از نیمی از آن را پر کنید.
    اگر فصل زمستان در جاده می رانید، پر نگه داشتن باک ممکن است اهمیت حیاتی داشته باشد چون در صورت نقص فنی یا حادثه ای مانند سقوط بهمن، باک بنزین تنها منبع گرم کننده سرنشینان است.
    پر نگه داشتن باک بنزین در فصل زمستان، یک دلیل فنی نیز دارد؛ گرم و سرد شدن هوا در روز و شب، باعث میعان رطوبت موجود در نیمه خالی باک ورود آب در بنزین می شود که هم به عملکرد موتور لطمه می زند و هم موجب پوسیدگی باک می شود.
    8 برف پاک کن ها را سالم نگه دارید.
    اطمینان حاصل کنید که تیغه برف پاک کن سالم است. حتی اگر بارندگی نباشد، ممکن است قطعات برف و یخ روی سقف ذوب شود و روی شیشه جلو بریزد یا آب از زیر لاستیک خودروهای دیگر به روی شیشه بپاشد و دید شما را مختل کند.
    9 زنجیر چرخ را پیشاپیش و در خانه نصب کنید.
    تا زانو در برف و آب یخ گل آلود فرو رفتن در تاریکی و در حالی که خودروهای دیگر از یخ گوش تان عبور می کنند، تجربه بسیار ناخوشایندی است که اگر پیش از سنگین شدن بارش برف، بی توجه به آن از خانه بیرون بزنید و فقط زنجیر چرخ را در صندوق عقب بگذارید، مکن است تجربه کنید.
    10 وسایل اظطراری را همراه داشته باشید.
    در زمستان و به ویژه در سفرهای جاده ای همیشه جعبه کمک های اولیه، نقشه، برف روب، کبریت، شمع، یک کیسه شن، ملحفه، دستکش و در صورت امکان، یک تابلو خطر و اعلام کمک، همراه با خود ببرید، بد نیست اگر لباس های زمستانی مندرس و پوتین های کهنه ای را که هرگز نمی پوشید، در صندوق عقب بگذراید.

    - اصول رانندگي با اتومبيلهاي ديفرنسيال جلو ( FWD )

    پيشگفتار
    اتومبيل Saab 9.3 در پيست Mosport در نزديكي شهر تورنتوي كانادا ‌، سكوت دل انگيز يك غروب پائيزي را بر هم زد . هر كسي كه در آن لحظه در كنار مسير پيست ايستاده بود ، بي اختيار سرش را بسوي آن صداي عجيب برگرداند .
    صدايي توام با قدرت ولي غريب !؟
    هر عاشق اتومبيلي مي توانست بگويد كه اين صدا تركيبي از فرياد تمام اجزاي اتومبيل است . چرخهاي جلو بر آسفالت قديمي مسير چنگ مي زد . لاستيكهاي عقب به سختي وزن اتومبيل را بر روي ديواره هاي خود حفظ مي كردند. ديسك هاي ترمز جلو ،‌ از شدت فشار وارده سرخ شده و دايره اي از آتش را در ميان رينگ هاي O.Z منيزيومي به وجود آورده بودند . و اما اين تمام ماجرا نبود ...
    در اين ميان صداي غريب ناله يك موتور 2.3 ليتري توربو شارژ كه با 16 چكش بر روي سوپاپ هاي خود مي كوبيد ‌، غريبي مي كرد .
    صدايي كه شنان دهنده عجز و ناله 230 اسب بخار در 6300 دور در دقيقه بود .
    همه حاضران به دنبال اتومبيل ديگري در مسير مي گشتند. راننده اي كه در ورود به پيچ ‌، برعكس ديگران گاز مي داد و آن هم به گونه اي كه دل هر ميكانيكي به حال تك تك اجزاي موتور آن اتومبيل مي سوخت . ولي فقط يكي ‌، و ديگر هيچ !!؟
    فقط يك اتومبيل در اين مسير بود و آن هم اتومبيلي كه از شدت فشار وارد بر ترمز ‌، ديسك هاي جلوي آن سرخ گشته بود .
    پس آن صداي اگزوز ... ؟!!
    ولي چطور ممكن است ؟

    مقدمه
    رانندگي يكي از هنرهايي است كه هر فرد در يك دوره سني به يادگيري آن مي پردازد و بعد از مدتي با تمرين و كسب تجربه موفق به فراگيري آن مي گردد ‌، و البته هستند كساني كه بعد از مدتي رانندگي احساس تبحر خاصي مي نمايند ‌، ولي در اينجا من به شما ثابت خواهم كرد بسياري از اشخاصي كه ادعا مي كنند رانندگان حرفه اي هستند ‌، در واقع چيزي از رانندگي با اتومبيلهاي ديفرنسيل جلو ( كه موضوع مورد بحث ما در اين متن مي باشد ) نمي دانند و شما مي توانيد اين موضوع را با طرح يك سوال از آنها متوجه شويد.

    در صورت از دست دادن چسبندگي جلوي اتومبيل در پيچ چه بايد كرد ؟
    آيا جواب آنها يكي از سه سوال زير است ؟
    1 ـ گاز مي دهيم .
    2 ـ ترمز مي كنيم .
    3 ـ گاز را ول مي كنيم.
    هر يك از سه سوال بالا به نوبت نشان دهنده كم تجربگي راننده هستند . و اما جواب صحيح سوال را در اين مقاله بطور كامل به عرض خواهم رساند .

    روش صحيح رانندگي با اتومبيلهاي ديفرنسيل جلو:
    تغيير جهت در مسير حركت با پا و سريع تر رفتن بوسيله فشار بر پدال ترمز همراه با سر خوردن پشت اتومبيل . ( over steer ) .
    ابتدا لازم مي دانم كه دو كلمه اصلي در كنترل اتومبيل را براي شما شرح دهم
    Over Steer : زماني كه در پيچ قسمت عقب اتومبيل چسبندگي خود را به مسير حركت از دست دهد .
    Under Steer : زماني كه در پيچ قسمت جلوي اتومبيل چسبندگي خود را به مسير حركت از دست دهد .
    زماني كه اتومبيل شما دچار Under Steer مي شود ‌، مي دانيد اگر پدال گاز را فشار دهيد چه اتفاقي خواهد افتاد؟
    تمام قدرت موتور باعث سر خوردن بيشتر چرخ جلو شده و شما را به سمت بيرون مسير و گاردريل خواهد راند و در اينجا كاري از دست كساني كه شما را دوست مي دارند برنخواهد آمد جز دعا كردن .
    گاز دادن در اين نوع اتومبيلها در زمان سرخوردن محور جلو ،‌‌شما را بيشتر دچار مشكل خواهد كرد . در اينجا من به شما خواهم گفت كه چگونه مي توانيد 10 ها متر ديرتر از دوستان خود ترمز كنيد و دوستان خود را از شنيدن صداي اگزوز اتومبيل خود متحير سازيد و اين در حالي است كه چراغ ترمز شما نيز روشن است . بله درست متوجه شده ايد ‌، شما هم گاز مي دهيد و هم ترمز مي كنيد . اما چگونه؟
    اگر شما قبلاً‌ اين روش را آزمايش كرده باشيد حتما‌ً مي دانيد كه اين كار فقط باعث سر خوردن مستقيم اتومبيل به بيرون خواهد شد و نه چيز ديگر .
    در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه چگونه قهرمانان و رانندگان مسابقات اتومبيلراني با نشان دادن چراغ روشن ترمز و غرش اگزوز ‌، اتومبيلهاي پشت سر خود را به حيرت وا مي دارند ؟
    در همين جا لازم مي دانم بگويم ادامه اين مطلب و اجراي آن احتياج به كنترل كامل راننده ، دقت عمل ‌، تجربه كافي و هوشياري در زمان آموختن دارد .
    در ضمن براي يادگيري اين روش نياز به صرف هزينه هاي گزافي مي باشد چون اگر شما بعد از خراب كردن يك دست لاستيك  يك دست پولوس چگونگي رانندگي با ديفرنسيال جلو را ياد گرفتيد ‌، اين بار نوبت موتور ‌، ترمزها ‌، چرخها و گيربكس ماشين مي باشد .
    اگر شما هنوز مايل به شنيدن مابقي مطالب هستيد ‌، بايد بگويم كه شما دچار جنون رانندگي هستيد يا به شما هم  سرايت كرده است ولي بدانيد در حال حاضر من ديگر اقدام به چنين كاري نخواهم كرد . حتي اگر چند ثانيه از لپ تايم من بكاهد .
    من به شما توصيه مي كنم كه اگر اتومبيل خوب و سريعي داريد و بر روي اسفالت خشك رانندگي مي كنيد ‌، روش قديم را پيش بگيريد و اين روش را فقط در مسيرهاي ليز و سر مانند هواي باراني ‌، برفي و يا زمينهاي گلي استفاده كنيد .
    چون استفاده از اين روش برروي اسفالت كار بسياي سخت و دقيقست و نتيجه آن فقط 10متر جلوتر افتادن در ورود به پيچ و 10متر در خروج از پيچ از حريف مي باشد كه اين كار را با يك تغيير در موتور اتومبيل خود مي توانيد انجام دهيد .
    و اما در ادامه براي علاقمندان به جنون رانندگي بايد بگويم ‌، بهترين راه براي شروع تمرين اين روش ‌، استفاده از مسيرهاي پر پيچ و خم و ليز مانند اسفالت خيس يامسير خاكي است اما مسير خاكي 10ها بار ساده تر از مسير خيس بر روي اسفالت است براي همين است اگر شما خود را راننده خوبي مي دانيد ‌، از اسفالت خيس استفاده كنيد .
    مشكل در زمان ورود به پيچ هنگامي آغاز مي شود كه شما سه انتخاب براي ورود به پيچ را دارا هستيد :
    1 ـ زود ترمز كنيد و با سرعت زير ليميت ( Limit ) مجاز وارد پيچ شويد و با احتياط پيچ را طي كنيد .
    2 ـ با معكوس و دنده پر و به اصطلاح با سر وارد پيچ شويد . كه اين كار باعث understeer به مقدا زياد و سر خردن شما به بيرون مسير مي شود .
    3 ـ پيچ را از بيرون گرفته ودر مدخل مسير بعد از فرمان و انتقال وزن اتومبيل به عقب آن ترمز كنيد . كه اين كار هم باعث سرخوردن ناگهاني ته اتومبيل مي شود و به راحتي باعث spin كردن شما در مسير مي گردد .
    پس اگر شما بتوانيد به روش دوم جوري وارد پيچ شويد كه هم دير ترمز كنيد و هم از هر نقطه قادر به ورود به پيچ باشيد و هم مشكل سرخوردن اتومبيل را حل كنيد . به كمال رانندگي با اتومبيل ديفرنسيال جلو رسيده ايد . حتماً‌ شما از خودتان مي پرسيد كه چرا ترمز كردن همانگونه كه در ابتدا مطلب به عرض رساندم به سريع تر رفتن كمك مي كند و چطور اين كار باعث سريع تر پيچيدن اتومبيل مي شود ؟
    جواب اين سوال را خواهم داد :
    مشكل اصلي در اتومبيل ديف جلو سرخوردن جلوي آن است understeer .
    بيشتر درصد وزن و تمام قدرت جلو برنده مستقيم به چرخ جلو منتقل مي شود . اگر اتومبيل شما دچار understeer شود و شما گاز بدهيد . بيشتر سر خواهد خورد اين اولين چيزي است كه هر كسي در مورد ديف جلو مي آموزد ( گاز بيشتر پوش بيشتر ) ولي براي سريع تر رفتن شما به قدرت پيش برنده احتياج داريد ودر عين حال استفاده از قدرت موتور در پيچ باعث underteer مي شود پس چه بايد كرد ؟
    اول از همه در خاطر داشته باشيد كه در صورت سر خوردن اتومبيل گاز ندهيد. البته اگر اتومبيل شما چسبندگي هر 4 چرخ را از دست بدهد و پشت اتومبيل شروع به سرخوردن كند اين كار كمك مي كند اما توصيه من در اين حالت هم بازي با گاز و گازدادن بْره بْره است و نه تخته گاز رفتن . چون با اين كار شما نه تنها چسبندگي پشت اتومبيل را به دست نمي آوريد بلكه چسبندگي جلوي آن را نيز از دست مي دهيد .
    و اتومبيل شما به طور غيرقابل كنترلي گيج مي شود .
    در اين حالت شما بايد گاز را ول كنيد كه اين كا باعث ايجاد چسبندگي در جلوي اتومبيل مي شود . اما اين روش قديمي ترين و ساده ترين روش پيچيده است و در اكثر موارد اگر شما از حد چسبندگي چرخ ها فراتر رويد جبران آن براي شما با از دست دادن زمان زيادي در مسير و از دست دادن سرعت همراه است .
    رانندگي Racing و رالي و حتي رانندگي سريع شهري احتياج به روش بسيار پيچيده تر و دقت و همراهي كار دست و پا با هم دارد و يكي از اين روش ها ترمز با پاي چپ است .

    ترمز با پاي چپ يا left foot braking
    اكثر اشخاص در زمان يادگيري رانندگي از پاي راست براي گاز و ترمز و از پاي چپ فقط براي كلاج گرفتن استفاده مي كنند پدال گاز بسيار نرم تر از پدال كلاج است و حركت دادن پدال گاز احتياج به دقت بيشتري دارد براي همين ذهنيت اشخاص و تجربه اي كه كنترل پاي آنها را از مغز صادر مي كند حركت پاي راست را آرام و با آرامش و پاي چپ را سريع و با قدرت هدايت مي كند چون شما در استفاده از پدال گاز از فشار زياد پا استفاده نمي كنيد مي توانيد به صورت ارادي فشار آن را بر روي پدال ترمز اضافه كنيد اما در مورد پاي چپ و پدال كلاج موضوع بر عكس است و كساني كه مي خواهند روش L.f.b را ياد بگيرند ابتدا دچار مشكل نداشتن كنترل بر روي ترمز و فشار وارده بر آن و به قول معروف كله كردن اتومبيل و قفل كردن چرخ هاي جلو مي شوند .
    و در خيلي از موارد سعي در آموختن اين روش نه تنها كمكي نمي كند بلكه باعث فراموش كردن تجربه قديمي در كنترل كلاج و ترمز مي شود و نوعي در هم ريختگي ذهني در راننده ايجاد مي كند .
    و اما خواص اين روش : اول جلوگيري از هدر رفتن زمان و سريع تر كردن عكس العمل در زمان ترمزگيري است چون در زماني كه شما پا را از روي پدال گاز برمي داريد و بر روي پدال ترمز مي گذاريد در اين مدت هيچ
    اتفاقي نمي افتد و مدت زماني كه براي اين كار صرف مي شود بسيار بيشتر از زماني است كه شما با پاي چپ پدال ترمز را فشار مي دهيد . چون در اين روش شما هر يك از پاهاي خود را دقيقاً براي يك كار استفاده مي كنيد پس مغز شما مي تواند به جاي توجه به موضوع نقطه استقرار پاي شما فقط به عكس العمل سريع و عمل كرد صحيح آن توجه كند در اين حالت هيچ زماني تلف نمي شود و هيچ لحظه اي بي استفاده نمي ماند .
    اما اين روش در رده هاي مختلف و براي منظورهاي مختلف در طي سالها توسط رانندگان استفاده مي شده است .
    رانندگان حرفه اي در رالي ‌، رانندگان مسابقات امريك اورال American oval Racing رانندگان جوان كارت و حتي رانندگان تاكسي هاي خراب و قديمي از اين روش استفاده مي كنند ولي فرق بزرگي ميان آنها است شما هم مي توانيد خود را دسته بندي كنيد و هدف خود را از LFB انتخاب كنيد .
    هدف ما از اين روش ايجاد امكان كنترل بيشتر اتومبيل ديف جلو و جلوگيري از مشكل سر خوردن جلوي آن در زماني است كه دچار under steer مي شود .
    براي درك اين موضوع و فهميدن بهتر اين روش دانستن چند نكته لازم است : اول بايد اين نكته را بدانيد كه تاير اتومبيل بيشترين حالت چسبندگي را زماني ايجاد مي كند كه به صورت آزاد بچرخد يعني نه در ترمزگيري و نه در سرعت گيري . ( البته اين نكته صددرصد درست نمي باشد و توضيح آن بسيار پيچيده و دقيق است و لازم به محدوده بازتري براي توضيح و اثبات با روش هاي فيزيكي دارد اما اين مقدار دانستن براي ما در اين محدوده از آموزش كاملاً كافي مي باشد ) اگر شما در زمان پيچيدن در حالت آزاد ( يا به قول معروف در حالت خلاص ) از تايرها بخواهيد شتاب بگيرند و يا ترمز كنند اين كار انجام مي شود ولي در عين حال باعث از دست دادن چسبندگي و كم شدن نيروي پيچش در آنها مي شويد و هر چه شما سعي در بيشتر كردن ترمزگيري يا شتاب گيري كنيد اين كار باعث از دست دادن بيشتر چسبندگي و نيروي پيچش مي شود و اين دليل اصلي وجود      understeer در اتومبيل هاي ديف جلو است .
    تايرهاي جلوي اتومبيل به خودي خود در حال حمل مقدار زيادي از وزن اتومبيل هستند و به نسبت تايرهاي عقب اضافه بار شده اند و تحت فشار زيادي هستند و وقتي شما از آنها مي خواهيد تا حركتي را به زمين منتقل كنند آنها تمايل كمتري به اين كار نشان مي دهند مخصوصاً در پيچ ها . در همين زمان چرخ هاي عقب هيچ قدرتي را به زمين منتقل نمي كنند و در ضمن وزن كمتري بر روي آنها گذارده شده است و به همين دليل در پيچ آنها توان ايجاد چسبندگي بيشتري را به زمين و مسير حركت دارا هستند در نتيجه در زمان اعمال فشار بيش از حد بر روي اتومبيل و پيچيدن بر روي ميزان حداكثر توان پيچشي تايرها ‌، چرخ هاي عقب مي چسبند و چرخهاي جلو سر مي خورند و اين يعني under steer .
    روش صحيح :
    روشي كه به شما توصيه مي كنم استفاده از ترمز و گاز به طور همزمان مي باشد و شما زماني قادر به انجام اين كار مي باشيد كه هر يك از پاهاي خود را براي كار جداگانه اي در نظر بگيريد و هر يك از پدالها را با يكي از پاهاي خودروكنترل كنيد و اينجا يك مشكل كوچك وجود دارد و آن اين است كه ماشين هاي معمولي 3 پدال دارند ولي شما 2 پا داريد پس يكي از پدالها بايد در اكثر موارد بيكار بماند و من پدال كلاج را كم مصرف ترين مي دانم پس تا اينجا روش به اين صورت است كه پاي چپ بعد از تعويض دنده ها بر روي پدال ترمز قرار گيرد و آماده عكس العمل باشد و پاي راست بر روي گاز در اين حالت گاهي اوقات شما احتياج به استفاده از هر سه پدال در يك لحظه داريد مخصوصاً‌ در زمان ترمز گرفتن از سرعت هاي بالا به سرعت هاي پايين يا در هر لحظه اي كه لازم به دادن حداقل 2 معكوس گيربكس باشد در اين مورد از روش قديمي و آسان يعني Hill and toe استفاده مي كنيم كه تمام رانندگان مسابقه اي با آن آشنايي دارند ولي براي كساني كه در اين زمينه اطلاعي ندارند در ادامه مطلب توضيح داده خواهد شد .

    روش Hill and toe :
    يا ( پنجه پاشنه ) اين روش در زماني لازم مي شود كه شما از پاي چپ خود براي فشار دادن پدال كلاج استفاده مي كنيد در ترمزگيري هاي سريع و شديد براي ورود به پيچ شما احتياج به روش Hill and toe داريد چون تعويض ساده دنده باعث دادن شوك به محور گردنده و قفل چرخهاي آن مي شود كه در اتومبيل ديف عقب Over steer و در اتومبيل هاي ديف جلو under steer ايجاد مي كند .
    و حالا در اينجا لازم مي دانم كه نكته اي را به عرض برسانم :
    هر كاري كه باعث تغيير سرعت در اتومبيل شود شتاب ناميده مي شود چه ترمز گرفتن و چه گاز دادن . ( ترمز به عنوان شتاب منفي و يا معكوس و گاز به عنوان شتاب مثبت به حساب مي آيد ) و همان گونه كه گفته شد هر گونه شتاب گيري باعث كم كردن چسبندگي تايرها بر مسير حركت مي شود و بهترين روش براي پيچيدن زماني است كه اتومبيل خود را در هر دو محور جلو و عقب از دست ندهد و از طرفي اگر شما از سرعت كمتري استفاده كنيد تا جلوي اين كار گرفته شود اين احتمال وجود دارد كه شخص رقيب با سرعت بالاتري بدون از دست دادن traction مسير را طي كند در اين حالت شما بايد خود را بازنده بدانيد .
    نقاط ترمزگيري و شتاب گيري در عبور از پيچ تعيين كننده سرعت ورود و خروج از پيچ هستند و كسي بهترين زمان را داراست كه اتومبيل او از لحظه ترمزگيري بر روي بيشترين فشار ممكن بر تايرها مسير را طي كند يا به عبارتي در تمام لحظه ها اتومبيل ماكسيسم توان چه از نظر ترمز و چه از نظر گاز باشد و فرق بين رانندگان در اين لحظه معلوم مي گردد . به بيشترين و سريعترين سرعتي كه يك اتومبيل چه در ترمزگيري و چه در شتاب گيري مي تواند در يك مسير داشته باشد Limit يا حدوده آن اتومبيل گفته مي شود و راننده خوب كسي است كه اتومبيل او در تمام لحظات بر روي مرز Limit آن باشد زير Limit يعني از دست دادن بي دليل زمان و بالاي آن يعني سرخوردن اتومبيل و كند شدن آن و در نتيجه از دست دادن زمان .
    لازم به ذكر است كه شتاب مثبت يا گاز دادن در هيچ اتومبيلي حتي در اتومبيل هاي super sport به اندازه شتاب آنها در ترمزگيري نمي باشد يعني اگر يك اتومبيل در ترمز گيري به عنوان مثال : براي رسيدن از سرعت 100 كيلومتر به 0 احتياج به 3 ثانيه زمان دارد براي رسيدن به 0 به 100 كيلومتر در همان شرايط به زمان بيشتري نياز دارد ( به عنوان مثال 7 ثانيه ) پس فشار وارده بر تايرها در ترمزگيري بسيار بيشتر از زمان گاز دادن است . زاويه ورود به پيچ يا كرب آن را شتاب اتومبيل شما تعيين مي كند. يعني اگر شما شتاب بيشتري بر تايرها وارد كنيد زاويه لازم براي پيچش زياد و اگر شتاب كمتري بر آنها وارد كنيد زاويه پيچش كم مي شود .

    Racing Line
    در اصول رانندگي به صورت تئوري آمده است كه اتومبيل شما بايد از خارج ترين نقطه پيچ وارد شود و در طي مسير نقطه مركزي داخل پيچ را كه به Apex مشهور است با هر دو چرخ جلو و عقب لمس كند و مجدداً‌ اين مسير تا خارج ترين نقطه پيچ ادامه پيدا مي كند اما اين در تئوريست نه در واقعيت در واقعيت اتومبيل ها به سه دسته تقسيم مي شوند :
    1 ـ پر قدرت 2 ـ متوسط 3 ـ ضعيف ( اين دسته بندي به مسير حركت نسبي است ) .
    اتومبيل پرقدرت اتومبيليست كه در زمان لمس نقطه Apex در زمان گاز دادن چرخ متحرك در اثر قدرت زياد موتور چسبندگي خود را كاملاً‌ از دست بدهد ‌، در اين حالت شما مجبور به تغيير نقطه Apex به دورتر  هستيد به اين معني كه بعد از طي مسافت بيشتري از مسير پيچش به سمت داخل پيچ نزديك مي شويد و Apex شما در نيمه خروجي پيچ واقع مي شود و آنقدر آن را دور مي بريد تا چرخ متحرك بر روي Limit خود شتاب گيري كند .
    اتومبيل متوسط اتومبيليست كه در خروج از پيچ و لمس نقطه Apex بر روي Limit خود قرار داشته باشد در اين حالت مسير شما مسير ساده و عادي است به طوري كه زاويه ورود و خروج با هم برابرند .
    و اما اتومبيل ضعيف اتومبيليست كه در زمان خروج قدرت كافي براي شتاب گيري ندارد و در واقع در نيمه خروجي پيچ Limit پيچش خود نمي رسد در اين حالت شما مجبور به انتقال نقطه Apex به نزديك تر هستيد به اين صورت كه دير ترمز مي كنيد و زاويه ورود شما بازتر از زاويه خروج شماست در نتيجه چرخ هاي داخلي نقطه Apex يا مسير داخلي پيچ را زودتر لمس مي كنند و اين نقطه آنقدر نزديك مي شود تا اتومبيل در زمان خروج به سرعت Limit خود نزديك شود.
    ولي من به شما توصيه مي كنم تا اين نقطه كمي قبل از Limit قرار گيرد تا در صورت اشتباه راننده قابل جبران باشد در غير اينصورت با كوچكترين اشتباه شما سرعت زيادي را از دست مي دهيد كه جبران ناپذير است .
    اين دسته بندي كاملاً‌ نسبي است و شما بايد بر مبناي پيچ مورد نظر و سختي پيچش ومسير حركت اتومبيل خود را دسته بندي كنيد و در يك پيست ممكن است اتومبيل شما در هر سه گروه قرار گيرد پس هميشه موقعيت و مسير حركت را با اتومبيل خود بسنجيد و تصميم صحيح را بگيريد .
    اين پيش زمينه اي بود براي دليل لزوم استفاده از روش قديمي Hill and toe در ترمزگيري .
    ترمزگيري در اتومبيل باعث ايجاد اصطحكاك ما بين لنت و ديسك ترمز مي شود و هر اصطحكاكي ايجاد گرما مي كند گرما در ترمز هر چه بيشتر باشد باعث كمتر شدن قابليت ترمزگيري مي شود چون جنس ماده تشكيل دهنده لنت هاي عادي در دماي بالاي 600 درجه سانتي گراد ذوب مي شود و پس از خنك شدن تشكيل سطحي شيشه اي بر روي لنت مي كند كه اين سطح اصطحكاك كمتري با ديسك ترمز ايجاد مي كند و همين امر باعث كاهش قابليت ترمزگيري مي شود .
    در نتيجه به نفع شماست كه نگذاريد ترمز شما در طول مسابقه داغ شود و اين كار را مي توانيد با كمك گرفتن از دنده معكوس با ترمز موتور انجام دهيد در اين روش شما قدرتي معادل اسب بخار موتور خود را به طور معكوس ايجاد مي كنيد و به جاي اينكه موتور ، چرخ ماشين رابچرخاند و به آن شتاب دهد اين بار چرخ متحرك اين كار را مي كند و اين كار باعث كم شدن سرعت اتومبيل مي شود . دليل ديگر كمك دنده معكوس به ترمزگيري مربوط به ساختمان ترمز اتومبيل ها است اكثر اتومبيل هاي داراي سيستم كمكي بوستر ترمز هستند كه اين سيستم با استفاده از خلاء ايجاد شده در موتور اتومبيل نيروي كمكي لازم براي فشردن پمپ ترمز را ايجاد مي كند و در اين روش علاوه بر نيروي پاي راننده .نيروي خلاء ايجاد شده در بوستر نيز بر لنت ها فشار مي آورد .
    هر چه موتور شما در حالت دنده معكوس زير فشار بيشتري باشد و به قول معروف دور بالاتري بزند خلاء ايجاد شده در محفظه احتراق آن نيز بيشتر مي شود و در نتيجه فشار بيشتري بر لنت ها وارد مي شود و ترمزگيري بهتر انجام  مي گيرد . اما همان گونه كه دور موتور بالاي خط مجاز در گاز دادن به موتور اتومبيل شما صدمه وارد مي كند اين كار در دنده معكوس نيز خواص مشابه را داراست .
    و در صوت فراتر رفتن از دور مجاز احتمال صدمه ديدن موتور اتومبيل شما وجود دارد پس همانطور كه در شتاب گيري آنچنان دنده عوض مي كنيد كه دور موتور به Redline نرسد در دنده معكوس كار شما سخت تر است چون اين بار بايد آنچنان دنده بدهيد كه بعد از آزاد كردن كلاج دور موتور شما دقيقاً بر روي Redline باشد نه بيشتر .
    توصيه من به شما كمتر گرفتن دور موتور در دنده معكوس و دادن شانس اشتباه كردن به خود است تا در صورت اشتباه در محاسبات به موتور آسيب نرسد .
    حال در زمان دنده معكوس زماني كه در حالت عادي شما گاز را ول مي كنيد با پاي راست ترمز مي گيريد و با پاي چپ كلاج را مي فشاريد اين كار باعث كاهش بيش از اندازه دور موتور در يك لحظه مي شود سپس زماني كه شما دنده را معكوس مي كنيد و كلاج را مي خواهيد رها كنيد دور موتور در يك لحظه مي شود سپس زماني كه شما دنده را معكوس مي كنيد و كلاج را مي خواهيد رها كنيد دور موتور اتومبيل بيش از اندازه پايين است و با رها كردن كلاج چرخ هاي متحرك بايد اول در يك لحظه دور موتور را با سرعت دوران خود يكسان كنند و بعد از آن مقاومت موتور باعث كاهش يكنواخت سرعت دوران چرخها مي شود.
    پس در لحظه اول ايجاد درگيري در زماني كوتاه شتابي زياد به طور منفي بر چرخها وارد مي شود شتاب در زماني كوتاه در فيزيك ضربه ناميده مي شود و ضربه هميشه مخرب است. ايجاد ضربه توسط شما در زمان ترمزگيري باعث صدمه زدن اتومبيل از جمله كلاج ‌، پْلس ها ـ گيربكس و ديفرانسيال مي شود اگر شما سعي كنيد با نيم كلاج كردن در زمان تعويض معكوس دنده جلوي اين ضربه را بگيريد هم زمان را از دست مي دهيد و هم باعث داغ كردن كلاج مي شويد و با اين كار قابليت اتومبيل شما در شتاب گيري كم مي گردد .
    اگر هم ضربه را به جان بخريد و به سرعت دنده را معكوس كنيد اين كار و ضربه وارده باعث ايجاد شتاب منفي لحظه اي به مقدار زياد در تايرها مي شود و همانگونه كه گفته شد شتاب بيشتر تمايل كمتر چرخها براي پيچيدن را به همراه دارد و باعث از دست دادن چسبندگي در تايرها و در نتيجه سر خوردن اتومبيل مي شود و همين نقيصه از توان شما در معكوس دادن دنده در زمان پيچش مي كاهد و شما مجبور به استفاده از ترمز در قبل از ورود به پيچ هستيد و همين كار زمان ترمزگيري را بيشتر و نقطه شروع آن را جلوتر مي آورد در حالي كه شما مي دانيد هر چه ديرتر ترمز كنيد از حريف جلوتر هستيد و زمان كمتري را از دست مي دهيد . پس چه بايد كرد تا بتوان در داخل پيچ ديرتر از رقيبان ترمز كرد و شانس سبقت گرفتن را در زمان ترمزگيري براي خويش ايجاد كرد در روش Hill and toe شما در زمان ترمز گيري و دنده معكوس قبل از رها كردن كلاج در هر دنده اول دور موتور را بال مي آوريد تا در حدود سرعت دوران چرخ ها قرار گيرد و بعد از آن كلاج را رها مي كنيد اين كار باعث از بين بردن كامل ضربه گفته شده در اين مقاله مي شود و شما مي توانيد با اين روش در سخت ترين شرايط و بيشترين فشار وارده بر چرخها هم از دنده معكوس استفاده كنيد و اين كار باعث بالا بردن قابليت شما در كنترل اتومبيل در ترمزگيري وديرتر كردن نقطه ترمزگيري و كوتاه كردن مسير لازم براي ترمزگيري مي شود به اين صورت كه احتمال قفل كردن چرخها در زمان دنده معكوس از بين مي رود و فشاري يكنواخت و كافي بر ترمزها وارد مي شود در اين حالت منحني شتاب گيري معكوس در بهترين نقطه خود قرار دارد و شما با پيدا كردن نقطه شروع ترمز گيري مي توانيد به بهترين و ديرترين ترمزگيري مطلوب در مسير دست يابيد .

    و اما چگونگي آن :
    كل انجام دنده معكوس براي هر دنده بايد در كسري از ثانيه ( 3/0 ) ثانيه صورت گيرد و شما زماني در كار موفق هستيد كه از رقيبان خود سريع تر عكس العمل نشان دهيد . پس شما زماني مي توانيد از Hill and toe استفاده كنيد كه اين كار باعث اتلاف وقت نشود و زمان معكوس كردن دنده در حالت عادي براي شما با اين روش يكسان باشد .
    اميدوارم مجزا كردن بخش بخش اين روش در ادامه مطلب باعث ترسيدن شما و ترديد در قابليت خويش نشود ‌، چون اين كار فقط احتياج به تمرين دارد و كاريست بسيار ساده ولي در اول كار غيرممكن به نظر مي رسد.
    در زماني كه پاي راست شما از ورودي گاز برداشته مي شود و بر روي ترمز قرار مي گيرد شما مدتي فرصت داريد تا اتومبيل آماده پذيرفتن دنده سنگين تر شود يا به اصطلاح دادن دنده معكوس باعث رد كردن Redline نگردد دقيقاً‌ در همان چند ثانيه دست شما بر روي دسته دنده و پاي چپ شما بر روي كلاج قرار مي گيرد كلاج فشرده مي شود و در همان لحظه دسته دنده از جاي خود خارج و وارد مسير خلاص ميگردد و مسير خود را به سمت دنده سنگين تر طي مي كند در همين لحظه پاي راست شما كه در حال فشردن پدال ترمز است از مچ پا خم مي گردد و در همان حال كه پنجه يا toe بر روي پدال ترمز قرار دارد و فشار وارده بر آن ثابت است . Hill پاشنيه و يا پهلوي پاي شما به سرعت فشاري را بر روي پدال گاز وارد مي آورد كه اين كار باعث بالا رفتن دور موتور در يك لحظه مي گردد دقيقاً‌ در همين لحظه فشار بر روي ترمز كمي كم مي گردد و پدال كلاج رها مي گردد چون دور موتور با سرعت دوران چرخها برابر است هيچ ضربه اي وارد نمي گردد ولي شما فقط بر روي پدال گاز يك لحظه فشار مي آوريد پس زماني كه پدال كلاج رها مي گردد ‌، دور موتور در حال پائين آمدن است و همين كار باعث شتاب گيري معكوس به صورت كاملاً‌ يكنواخت مي گردد و در ضمن اين روش باعث جا رفتن دنده معكوس به راحتي مي گردد و ديگر در دنده معكوس هاي سريع مشكل جا نرفتن دنده و درآمدن صداي گيربكس وجود نخواهد داشت. عمر گيربكس ‌، كلاج و موتور افزايش مي يابد شما سريع تر و با چسبندگي بهتري پيچ را طي مي كنيد و در نهايت از همه رقبا جلوتر قرار مي گيريد .
    تصميم اين كار كه در شرايط موجود در هر لحظه كدام يك از تكنيك هاي رانندگي انتخاب گردد كاملاً‌ بر عهده راننده است و سرعت عمل او در اخذ تصميم صحيح باعث برد او و تمايز او از ديگران مي گردد پس اگر صلاح دانستيد در لحظه مورد نياز از روش عادي براي معكوس كردن دنده استفاده كنيد مخصوصاً‌ درزمان ترمزگيري هاي ساده كه در آنها از يك دنده معكوس استفاده مي گردد و يا در ورود به پيچ هاي سريع كه اتومبيل در دنده هاي بالاي 3 قرار دارد در اين موارد سرعت دوران بيش از حد چرخها اجازه تاثير ضربه را به كلاج نمي دهند و ضربه در سرعت گردش چرخها محو مي گردد البته يكي از مسائل مهم در اين روش نوع و شكل قرار گيري پدالها است كه شما مي توانيد در صورت مساعد نبودن پدالها با خريد و تعويض آنها با انواع  اسپرت sport موجود در بازار فاصله پدالهاي ترمز و گاز را كم و استفاده از آنها را براي خويش آسان نمائيد .

    و حالا برمي گرديم  به توضيح روش Left foot Braking :
    همان طور كه گفته شد در اين روش از ترمز و گاز در يك زمان استفاده مي كنيم و اين كار زماني ممكن است كه ما از پاي چپ براي ترمز استفاده كنيم البته همان طور كه گفته شد تصميم در انتخاب چگونگي فشردن پدالها و بكارگيري پاي مورد لزوم به راننده و بستگي به تجربه او در اين كار دارد .
    اتفاقي كه در اينجا مي افتد ‌، درزمان ترمزگيري با پاي چپ و فشردن پدال گاز به طور همزمان ترمزهاي جلو از قدرت پيش برنده موتور را كه در اين نوع اتومبيلها به چرخهاي جلو منتقل مي شود كنسل مي كنند در اين روش چرخها نمي دانند تشخيص دهند كه كدام يك از پدالها فشرده شده در واقع چرخها فقط نيروي شتابي كه بر آنها وارد مي آيد را تشخيص مي دهند و در مقابل آن عكس العمل نشان مي دهند و زماني كه پدال ترمز و گاز با هم
    فشرده مي شود اگر شتاب وارده از ترمز با گاز برابر شود در واقع چرخها به طورآزادانه و مانند حالت خلاص حركت مي كنند و همان طور كه گفته شد در اين حالت بيشترين ميزان نيروي پيچشي را مي توان از آنها انتظار داشت اما اين فقط در چرخ هاي جلو است و اما اين داستان براي چرخهاي عقب طور ديگريست .
    در زمان فشردن ترمز و گاز به طور همزمان چرخهاي عقب فقط مي توانند فشار ترمز و شتاب منفي را احساس كنند چون نيروي پيش برنده اي در آنها وجود ندارد تا ترمز را خنثي كند پس آنها ترمز مي كنند و همان طور كه گفته شد وارد آوردن هرگونه شتابي بر چرخها باعث كم شدن نيروي پيچشي آنها مي شود پس چسبندگي در عقب و در چرخهاي عقب نسبت به قبل و به نسبت چرخهاي جلو در حال حاضر كمتر مي شود و اين كار باعث تمايل اتومبيل به داشتن حالت over steer و سرخوردن عقب آن مي گردد و اگر اين طور نشود حداقل باعث كمتر شدن فشار اتومبيل بر چرخهاي جلو و كمتر شدن و قابل كنترل شدن حالت under steer در اتومبيل مذكور مي گردد در اين حالت فرق بين اين نوع over steer با انواع موجود در اتومبيل هاي ديف عقب اين است كه در انواع ديف عقب به محض از دست دادن چسبندگي چرخهاي پيش برنده در عقب ديگر نيروي پيش ران موجود نيست و شما از اين به بعد اتومبيل را فقط با چگالي و سرعت موجود كنترل مي كنيد و اين نيرو است كه به چرخهاي جلو اجازه فرمان گرفتن مي دهد اما در انواع ديف جلو در حالي كه شما با استفاده از L.f.b در اتومبيل ايجاد over steer يا سرخوردن پشت اتومبيل كرده ايد هنوز چرخهاي پيش برنده در جلو يا به عبارتي فرمان شما كه وظيفه تصحيح مسير حركت را دارد ‌، داراي قدرت پيش ران و چسبندگي فراوان است و سر اتومبيل شما هميشه به نسبت عقب داراي كنترل بيشتري خواهد بود .
    در  اين روش شما داراي اتومبيلي هستيد كه كنترل فرمان ديف جلو را داراست و كنترل اكسل عقب آن نيز مانند اتومبيل ديف عقب است و در واقع چيزي مانند كنترل يك اتومبيل AWD را دارا هستيد. و با اين روش مي توانيد همان طور كه گفته شد با اتومبيل ديف جلوي خود با سر و بسيار سريع تر از قبل وارد پيچ شويد با اتومبيل و به همين صورت اگر بتوانيد بر روي ليميت Limit و مرز چسبندگي اتومبيل خود حركت كنيد مي توانيد با ايجاد ميزان كافي و دقيق over steer و سر دادن عقب اتومبيل خود در زمان پيچش آنچنان حركت كنيد كه اتومبيل شما در زمان خروج از پيچ داراي مقدار لازم under steer و تمام توان پيشروي موتور آن باشد و يا اينكه زماني كه با سرعت زياد و يا با اشتباه وارد پيچ مي شويد و ديگر براي ترمز گيري دير است مي توانيد ازاين روش براي تصحيح مسير حركت و باز گرداندن اتومبيل از آن حالت سردرگمي به Racing line صحيح استفاده كنيد .
    در زمان ورود به پيچ مخصوصاً پيچهاي با زاويه تند كه ورود سريع و خروج آرامي را مي طلبد با گاز كامل وارد قوس پيچ مي شويد در همين لحظه براي تقسيم وزن صحيح در اتومبيل و فرستادن بخشي از وزن به عقب اتومبيل خود ،‌ شما بايد قبل از زمان ايجاد under steer كه اصولاً‌ در لحظه ورود به پيچ با سر ايجاد مي شود با فرستادن لحظه اي وزن بر اكسل عقب و ايجاد ضربه در آن چسبندگي تايرهاي عقب را كم و ميزان اين چسبندگي با در هر دو اكسل مساوي گردانيد اما اين كار در اتومبيل ديفرنسيال جلو به دليل وجود اكثر وزن و نيروي پيش ران در جلوي اتومبيل كاري فراتر از شتاب منفي يا مثبت را مي تلبد .
    در اينجا شما نياز به بر هم زدن بالانس اتومبيل خود داريد كه اين كار را مي توانيد با استفاده همزمان از فرمان و ترمز انجام دهيد به اين صورت كه زماني كه وارد پيچ مي شويد و تصميم به چرخاندن فرمان مي گيريد هنوز در حال گاز دادن هستيد در اين حالت دقيقاً‌ قبل از دادن فرمان بايد گاز را ول كنيد اين كار باعث ايجاد چسبندگي لحظه اي در چرخهاي جلو و آماده كردن آنها براي فرمان گيريست اما اگر همان طور كه اكثر وزن اتومبيل بر روي چرخهاي جلو است فرمان دهيد در اول اين كار انجام مي گيرد اما بعد از چند لحظه به خاطر وجود بار  اضافه و شتاب منفي وارد بر چرخهاي جلو آنها چسبندگي خود را بر زمين از دست مي دهند و اتوميبل دچار حالت under steer شديد مي شود براي جلوگيري از اين اتفاق دقيقاً‌ در زمان ول كردن گاز بايد به صورت لحظه اي
    فرمان دهيد. اين نوع فرمان دادن فقط ايجاد يك حركت رفت و برگشتي در غربيلك فرمان است در واقع با اين كار شما باعث گيج شدن اتومبيل خود مي شويد .
    قابل توجه اين كه حركت لحظه اي فرمان كه به blur of hands مشهور است. به معناي ايجاد لكه است. و دليل استفاده از اين كلمه اين است كه مانند ايجاد يك لكه برروي كاغذ شما فرمان را مي چرخانيد و به سرعت به حالت اوليه باز مي گردانيد .
    توصيه من به شما اين است كه در زمان ورود به پيچ براي گيج كردن اتومبيل ‌، فقط ازنيم دور فرمان استفاده كنيد و اين كار را بدون جدا كردن دست خارجي خود از فرمان انجام دهيد .
    طرز گرفتن فرمان در اتومبيل هاي sport با انواع عادي كمي متفاوت است در خيابان و اتومبيل هاي شهري طبق آيين نامه رانندگي فرمان را با روش 10 :10 دقيقه در دست مي گيريد كه اين كار باعث ايجاد ثبات در فرمان و داشتن امكان عكس العمل كافي است .
    اما در انواع sport كه در آنها معمولاً  از غربيلك فرمان كوچك تري نسبت به نوع شهري آنها استفاده مي شود و فرمان در آنها تيزتر است ‌، بايد به صورت 15 :9 دقيقه در دست قرار گيرد كه اين كار همراه با ايجادكمي گيجي در فرمان است اما دقت عمل وميزان عمل كرد دست را بسيار بالا مي برد و فرق بين اين دو روش كاملاً‌ محسوس است .
    در اين نوع رانندگي شما حتي الامكان دست خود را از روي فرمان نبايد جدا كنيد و حتي در مسيرهايي كه نياز به استفاده از قفل تا قفل فرمان هست هميشه يك دست شما بر روي فرمان قرار ميگيرد و هيچ گاه فرمان را به حال خود نمي گذاريد ، حتي يك لحظه چون يك لحظه غفلت از فرمان ممكن است باعث از بين رفتن اتومبيل و حتي خود شما گردد .
    به ياد داشته باشيد كه حركات فرمان در اتومبيل هاي ديفرنسيال جلو قابل پيش بيني نيست و لحظه به لحظه عمل كرد متفاوتي را دارا هستند .
    همان طور كه گفته شد براي بر هم زدن بالانس اتومبيل به صورت لحظه اي در زمان ورود به پيچ ‌، آن دستي كه در سمت داخلي پيچ قرار دارد از فرمان جدا مي گردد و دست ديگر به سرعت حركت مورد نظر را انجام مي دهد اما در زمان برگشت به حالت اوليه ‌، جهت حركت اتومبيل شماست كه نقطه تثبيت فرمان را معين مي كند. و زماني كه به نقطه دلخواه رسيد دست ديگر بر روي فرمان قرار ميگيرد ‌، دقيقا‌ً در همين لحظه وزن اتومبيل شما به محور عقب منتقل مي شود . اما هنوز اثري از over steer وجود ندارد و اتومبيل هنوز تمايل به ايجاد under steer از خود نشان مي دهد براي ايجاد over steer دلخواه و پيش گيري از حالت under steer بايد دقيقاً‌ در لحظه فرمان دادن يك لحظه ترمز بگيريد كه اين كار باعث پيچيدن بيشتر جلوي اتومبيل و تمايل اكسل عقب به لغزش وگاهي ايجاد over steer مي گردد .
    اما اگر اين كار را زياد از حد انجام دهيد اتومبيل شما دچار Side Way drift يا slide كلي مي گردد و به ياد داشته باشيد كه هر گونه سر خوردن اتومبيل باعث كم شدن شديد سرعت و از دست دادن كلي تركشن تايرها مي شود. پس اين كار را به گونه اي انجام دهيد كه اتومبيل اصلاً‌ از پهلو سرنخورد و فقط پشت آن متمايل به ببيرون پيچ شود اما اين حالت لحظه ايست و اگر فقط به اين كار قانع شويد در ادامه مسير پيچ دچار مشكل مي گرديد و اتومبيل به سرعت به حالت اوليه under steer واين بار حتي شديدتر از قبل باز مي گردد .
    پس اين كار فقط براي ايجاد آمادگي در اتومبيل براي پذيرش تكنيك L.f.b است و اگر اين كار را نكنيد و مستقيماً‌ در لحظه ورود به پيچ از روش L.f.b استفاده كنيد فقط دچار under steer بيشتر مي گرديد .
    پس براي ورود به پيچ برعكس قبل كه با سرعت Limit وارد پيچ مي شديد و عمل ترمزگيري و معكوس كردن دنده را قبل از آن انجام مي دادي اين بار با سرعتي بيش از Limit وارد قوص پيچ مي شويد  ‌، گازرا ول مي كنيد  ‌، در يك لحظه فرمان مي دهيد ( نصف دور ) و در همان حال ترمز مي كنيد ميزان ترمز را تا حدي كنترل كنيد كه باعث قفل كردن و سرخوردن هيچ يك از چرخها نگردد توجه اينكه ايجاد صداي جير جير در تايرها به معناي سرخوردن آنها نيست و اين صدا در زمان حركت بر روي Limit به بيشترين حد خود مي رسد .
    به محض ايجاد بالانس لازم و جهت گيري سر اتومبيل در پيچ خود را آماده دادن دنده معكوس به تعداد لازم كنيد كه اين كار مي تواند به صورت روش Hill and toe و يا به روش قديمي ‌، بسته به زاويه پيچ انجام گيرد .
    اين كار را به سرعت تا رسيدن به سرعت Limit انجام مي دهيد توجه داشته باشيد كه اين كار قبل از رسيدن به Apex صورت گيرد از آن به بعد اتومبيل شما بايد در حال افزايش سرعت باشد كه براي اين كار زاويه فرمان را كم وروش L.f.b را اعمال مي كنيد يعني پاي چپ بعد از رسيدن به دنده مورد نظر به سرعت بر روي ترمز قرار مي گيرد و پاي راست بر روي پدال گاز . پدال گاز را آنقدر فشار مي دهيد تا باعث Spin كردن يا به قول معروف Takeoff كردن چرخ هاي جلو نگردد .
    اما اگر گاز را به اندازه كافي اعمال نكنيد ترمز بر آن قالب مي گردد و اثر آن را خنثي مي كند پس پدال گاز را در حالي كه هنوز وزن اتومبيل متمايل به عقب آن است در حد مورد نياز تنظيم مي كنيد و با بازي با پدال ترمز مسير را طي مي كنيد تا لحظه خروج از پيچ پدال ترمز را رها نمي كنيد اما فشار وارده بر آن هر لحظه كمتر مي گرديد ‌، ترمز رها مي گردد و اتومبيل وارد under steer ضعيفي مي شود ولي ميزان آن هنوز كمتر از سرخوردن چرخهاي جلو است و پدال گاز در اين لحظه بايد در حد نهايي خود باشد به ياد داشته باشيد كه از زمان انتخاب دنده نهايي در زمان پيچش موتور اتومبيل شما بايد دائماً‌ در حال افزايش دور باشد و نه كاهش ‌، به اين معنا كه از زمان اعمال L.f.b دور موتور افزايش مي يابد و سرعت افزايش دور موتور در انتهاي مسير پيچش به كمال آن مي رسد .
    اين نوع پيچيدن در پيچ بر روي مسيرهاي ليز به نسبت ليزي مسير داراي drift يا سرخوردن از پهلو بيشتري است اما بر روي آسفالت به هيچ عنوان نبايد سر بخوريد و هميشه سعي كنيد چسبندگي را افزايش دهيد .
    براي پيدا كردن Limit اتومبيل خود از سرعت كم شروع نكنيد بلكه از كمي بيش از Limit شروع كنيد و اين كار را با كم كردن سرعت تا رسيدن به نقطه مورد نظر ادامه دهيد براي جلوگيري از برخورد احتمالي در طي آموزش ‌، اين كار را در مسيرهاي باز و در پيچ هاي عريض مانند Uturne اوليه پيست آزادي انجام دهيد و به اتومبيل هاي ديگر نيز توجه كامل داشته باشيد .
    به ياد داشته باشيد كه در زمان پيچيدن و استفاده از L.f.b مي توانيد با فشار بيشتر و لحظه اي بر ترمز و كمي بازي با فرمان اتومبيل را به حالت over steer دچار كنيد و بعد از آن هر لحظه احساس كرديد كه اتومبيل زياده از حد دچار over steer شده است با كم كردن فشار ترمز مي توانيد ايجاد under steer كنيد اما گاز را ول نكنيد اين كار مانند يادگيري مجدد رانندگي با اتومبيل ديفرنسيال جلو است و خواهش مندم در زمان يادگيري وارد مسابقه نشويد و اين كا را موكول به بعد از پايان تمرينات كنيد .
    البته چيزي كه شما قبل از يادگيري كامل خواهيد يافت ورود سريع به پيچ و خروجي بسيار كند است كه در طي مدت تمرينات اين نقيصه به صورت تجربي بسيار كند است كه در طي مدت تمرينات اين نقيصه به صورت تجربي برطرف مي گردد و خروج شما نيز در كنار ورود به پيچ سريع مي شود اين را به خاطر داشته باشيد كه براي رسيدن به سرعت مورد نظر در زمان ورود به پيچ ‌، كمي فشار بر روي پدال ترمز كافي است فقط به ميزاني كه باعث تمايل پشت اتومبيل به بيرون پيچ گردد به محض اينكه بخش عقب اتومبيل تمايل به بيرون رفتن پيدا كرد شما بايد پدال گاز را فشار دهيد اما نه تخته گاز بلكه در حدي كه باعث تساوي نيروي ترمز در چهار چرخ گردد و همان طور كه گفته شد به سرعت كم كردن فشار بر پدال ترمز باعث بازگداندن قسمت عقب اتومبيل به مسير اوليه مي گردد .
    پس به ياد داشته باشيد كه در تمام مدت پيچش ترمز را نگاه داريد ‌، تا زماني كه تشخيص مي دهيد اتومبيل شما آمادگي و بالانس كافي براي پذيرش حالت عادي under steer خود را دارا است .
     فشار اضافي بر پدال ترمز فقط باعث كندي حركت در اتومبيل مي گردد. شما مي توانيد از اين روش در زمان ترمزگيري هاي شديد در رانندگي شهري و حتي در زماني كه توسط اتومبيل عقبي در مسير مسابقه حل داده مي شويد و مي خواهيد وارد پيچ شويد و يا در هر زماني كه با سرعتي بيش از حد وارد پيچ شده ايد استفاده كنيد. به اين صورت كه مقدار متوسطي گاز مي دهيد و به سختي ترمز مي گيريد اين كار باعث جلوگيري از قفل كردن چرخهاي جلوي اتومبيل شما مي گردد و اتومبيل شما در عين ترمزگيري و كم شدن سرعت داراي قدرت فرمان گيري است البته اين كار در اتومبيل هاي ديف جلو كه داراي ABS يا سيستم ضد قفل ترمز هستند ‌، توسط سنسور ترمز انجام مي گيرد وديگر براي حالت امرجنسي و ايمني احتياجي به اين روش نيست .
    اميدوارم شما دوستان عزيز علاقمند به اتومبيلراني با استفاده از اين مطلب ‌،‌ بر 3 سه اصول تكنيك ‌، تخصص و تجربه خود بيفزائيد و در آينده انشاا... به كمال مقصود در اين راه دست يابيد در انتها به عنوان يك دوست و يكي از علاقمندان به اتومبيلراني از همگي خواهش مي كنم كه هرگز كنترل اعصاب و روان خود را در رانندگي از دست ندهيد و تحت تاثير ديگران ‌، از جمله رقبا و حتي دوستان قرار نگيريد و هميشه سعي در شناخت دقيق قابليت خود و اتومبيل خويش بنمائيد و هرگز از آن فراتر نرويد ‌، كه اين كار همراه با يك عمر پشيماني و خداي ناكرده نقص عضو و يا عذاب وجدان است كه هيچ يك با پول خريده نمي شود و به ياد داشته باشيد هدف از رانندگي Sport تخليه انرژي و بالا بردن كنترل اعصاب و قابليت هماهنگي عمل كرد دست و پا است و حس رقابت فقط احساسي زودگذر ولي پر قدرت است كه گاهي اوقات تاثيري فراتر از غرور ناشي از برد ايجاد مي كند و آن مختل كردن فكر است .
    كسي كه فكر مي كند راننده خوبيست براي خود و ديگران يك فاجعه محسوب مي گردد .
    با اميد موفقيت براي تك تك شما قهرمانان آينده
    در اتومبيلراني كشور عزيزمان ايران

    - فصل یازدهم از رانندگی حرفه ای - Reference Point

    در قسمت پیچیدن درمورد سه نقطه مهم هر پیچ و Race Line صحبت کردیم. اما در اینجا احتیاج راننده، چند مارکر است تا این نقاط را مشخص کند تا در هر دور بتواند رانندگی خود را نسبت به نقطه ای خاص و معین بسنجد.
    در ابتدا و قبل از رسیدن به یک پیچ راننده باید نقطه ای را به عنوان نقطه Turn In در نظر داشته باشد. در غیر اینصورت اگر بخواهد هر دور از احساس خود برای تشخیص و حدس زدن این نقطه کمک بگیرد، مطمئنا نقطه شروع پیچ دقیق نخواهد. در اکثر موارد راننده عکس العمل نشان می دهد و گاهی هم حرکت دیر و تند دارد که باعث می شود خودرو به دیواره ها نزدیک شود در نتیجه Lap Time ها افزایش خواهند یافت. در نتیجه در ابتدای تمرین راننده باید این نقطه را با علامتی مشخص کند و بعد از مدتی تمرین و برای به دست آوردن آمادگی شرکت در مسابقه، از نشانه ها، تابلوها، علامت ها و وسایل و دیواره های کناره پیست استفاده کند تا این نقطه را حدس بزند. در نقطه بعدی (Apex) باز هم راننده باید جای دقیق این نقطه را ببیند چون هرقدر هم Turn In دقیق باشد باز هم دستیابی به ایپکس درست بسیار دشوار است. دقت داشته باشید در زمانی که چرخ داخلی رمپ را لمس می کند، تنها محل ایپکس مهم نیست بلکه زاویه فرمان، زاویه خودرو، سرعت، فشار پدال گاز و ... هم اهمیت دارد. در واقع تمام این فاکتورها با توجه به زاویه بین چرخ و رمپ تعیین می شوند و اگر محل لمس رمپ اشتباه باشد، تمام محاسبات به هم خواهند ریخت.
    نقطه بعدی،Exit Point ، نقطه ای است که در آن خودروی شما در مسیر مستقیم قرار می گیرد. در اکثر موارد با مشخص نکردن این نقطه و در نتیجه آن نگاه به محل نادرست، خودرو را زودتر از این نقطه صاف خواهید کرد و این یعنی افت سرعت و در نتیجه افزایش تایم.
    دقت داشته باشید یک خط ترمز روی مسیر نمی تواند نقطه مناسبی به عنوان یک علامت باشد چون به راحتی ممکن است مخدوش شود و یا از بین برود و یا یک خط دیگر در کنار آن به وجود بیاید. و یا ضایعات، وسایل، گیاهان و ... که در کناره پیست قرار دارند هم از آنجایی که ممکن است در اثر انحراف یک خودرو از بین بروند پیشنهاد نمی شود.
    در بعضی از پیستهای آموزشی در نقطه ترمزگیری یک علامت وجود دارد و یا یا برآمدگی ( مانند برآمدگیهایی که در اتوبانها خطوط را از هم جدا می کند) وجود دارد. دقت کنید در خودروهای معمولی و با توجه به توانایی های یک خودروی استاندارد، نباید نقطه ترمزگیری شما ( با توجه به تواناییهایتان) بیش از طول یک ماشین با این نقطه فاصله داشته باشد.
    برای نقطه ایپکس از رنگهای عمدتا سفید و قرمز روی رمپ ها استفاده کنید. دقت کنید که در در این نقطه در ابتدا باید یک نشانه واضح ( مانند پایلون) قرار دهید تا به راحتی بتوانید آن نقطه را پیدا کنید.
    در نقطه خروجی یافتن این نقطه بسیار آسان است. در بسیاری از پیستها می توان مانند نقطه ایپکس از رمپها استفاده کرد. در نقاط دیگر می توان با توجه به قرار گیری جایگاه تماشاچیان و ... این نقطه را پیدا کرد.
    باید به این نکته هم اشاره کرد که از دید رانندگان بسیار حرفه ای ( تاکید می کنیم بسیار حرفه ای) نشانه گذاری نقطه شروع ترمزگیری اشتباه است. در واقع این افراد بر این باورند که راننده باید بر روی Turn In Point تمرکز کند و با حس کردن سرعت خود بتواند نقطه مناسب ترمزگیری را پیدا کند. این نظریه وقتی قوت می گیرد که به تفاوت عکس العملهای خودرو در آب و هوای گوناگون دقت می کنیم.
    هر چند که این نظریه درست و کامل است، اما از نظر روانی مغز احتیاج به نقطه ای دارد تا بتواند خود را با آن تطبیق دهد. اما می توان گفت بر خلاف نقطه ایپکس که باید محل آن کاملا دقیق مشخص باشد، راننده باید با تمرین به توانایی ترمزگیری به موقع "با توجه به نقطه ای که در همان لحظه با استفاده از اطلاعات و تجربه قبلی و سرعت خودرو" را بیاموزد.

    - فصل دهم از رانندگی حرفه ای - میدان دید - قسمت دوم

    در قسمت قبل دلايل لزوم دقت به ميدان ديد را برشمرديم. در اين قسمت به تكميل اين موضوع مي پردازيم.
    … يك راننده هرگز نمي تواند بر روي نقطه اي از پيست كه در آن محل در حال رانندگي است تمركز كند بلكه بايد با دقت در پيچ يا پيچهاي بعدي، اطلاعات مورد نياز مغز را براي تعيين سرعت، ريس لاين، زاويه فرمان و فشار روي پدالها را به دست آورد.
    نقاط مهم در يك پيچ را مي توان به چهار نقطه تقسيم بندي كرد. شما به عنوان يك راننده بايد همواره حواس خود را بر روي يك يا دونقطه در يك آن واحد متمركز كنيد. اولين نقطه، محدوده ترمزگيري قبل از پيچ است. دومين نقطه، نقطه اي است كه بايد شروع به پيچيدن كنيد (turn in point) ( بر خلاف تصور عموم، اين نقطه يكي از اساسي ترين نقاط يك پيست است كه در قسمتهاي بعد بهطور مفصل به آن خواهيم پرداخت) سومين نقطه، اي‌پكس پيچ و چهارمين نقطه خروجي پيچ است. اگر به جاي دقت به جلوتر از خود به جايي كه هستيد دقت كنيد، در هر كدام از اين نقاط غافلگير خواهيد شد!! و اين يعني اتلاف تايم، انرژي، استرس بيش از حد راننده، استقبال از حادثه و فشار ناگهاني به خودرو و حتي از دست دادن كنترل اتومبيل در اين نقاط.
    براي توضيح اين قسمت، يك پيچ ساده فرضي را در نظر مي گيريم كه قبل از آن مسير مستقيم وجود دارد. قبل از رسيدن به پيچ، تمركز شما بر روي نقطه اي است كه مي خواهيد ترمزگيري را آغاز كنيد (Braking reference point) درست قبل از اينكه به اين نقطه برسيد، بايد نگاه خود را بر روي Turn in point متمركز كنيد. هر چند كه ذهن شما متوجه نقطه ديگري است، اما حس ششم شما به شما كمك مي كند كه ترمزگيري را به موقع آغاز كنيد و بعد از مدتي تمرين، مغز شما تنظيم فشار روي پدال ترمز را خود به خود به عهده مي گيرد. حالا نگاه شما بر روي Turn in point متمركز است. قبل از رسيدن به اين نقطه، بر روي اي‌پكس تمركز مي كنيد و باز هم با استفاده از حس ششم پيچيدن را آغاز مي كنيد و قبل از رسيدن به اي‌پكس، باز هم با تكرار اين قانون يعني تغيير جهت نگاه قبل از رسيدن به نقطه مورد نظر، نگاه خود را به خروجي پيچ معطوف مي سازيد. قبل از رسيدن به خروجي هم جهت نگاه را به سمت مسير مستقيم بعد و يا شروع ترمزگيري پيچ بعدي تغيير مي دهيد.
    ممكن است گاهي در پيچهاي متوالي نياز داشته باشيد تا بر روي دو نقطه ( و در سطح بسيار حرفه اي، بيش از دو نقطه) متمركز شويد. در اينجا تقويت يكي از توانايي هاي ذهن كه آنرا حس ششم مي‌ناميم اهميت پيدا مي كند.
    اگر شما يك راننده با سابقه اتومبيلراني هستيد و تا به حال موارد بالا را استفاده نكرده ايد، در ابتداي كار به دليل استفاده از حس ششم با افت سرعت و افزايش Lap Time مواجه خواهيد شد اما بعد از مدتي تمرين متوجه كاهش چشمگيرLap Timeهاخواهيد شد و مشكلاتي مانند از بين رفتن ديد در تكانها و از دست دادن ريسينگ لاين در تغييرات ناگهاني مسير و ... از بين خواهد رفت.
    اين موضوع اگرچه بسيار ساده به نظر مي رسد، اما جزو اشتباهاتي محسوب مي شود كه اكثر رانندگان با آن مواجهند. در قسمتهاي مربوط به تمرين كردن و تصحيح اشتباهات توضيح مي دهيم كه براي انجام دقيقتر اين موارد بايد چه كرد.
    براي تمرين اين موارد، در ابتدا از اينكه به وسط شيشه جلو ( از نظر ارتفاع) نگاه مي كنيد اطمينان حاصل كنيد. در بعضي از مدارس رانندگي، با رانندگان توصيه مي شود تا زماني كه به اين موضوع كاملا عادت كنند، كه يك نوار كوچك بر روي وسط شيشه جلو ( از نظر ارتفاع) به عنوان reminder قرار دهند. در واقع بعد از مدتي به جلوتر از خود متمركز خواهيد شد با استفاده از حس ششم، موقعيت فعلي خود را «مي بينيد»!!!
    فراموش نكنيد اگر چه اين موارد به سرعت تبديل به يك عادت مي شوند، اما به همان سرعت عادتهاي نادرست و كج روي ها نيز به وجود مي آيد.


    0.jpg

    1- هنگامي كه به نقطه ترمزگيري و ورود پيچ نزديك مي شويد، روي نشان دهنده نقطه ورود به پيچ تمركز كنيد.
    2- تنها كمي قبل از ورود به پيچ ( با فاصله تنها چند طول اتومبيل )، نگاهتان را به نقطه ‌APEX انتقال دهيد.
    3- هنگامي كه به اپكس نزديك مي شويد، نگاه خود را به نقطه خروج از پيچ متوجه كنيد.
    4- در انتها هنگامي كه شما در حال دسيدن به پايان پيچ هستيد، نگاه خود را متوجه مسير بعد از پيچ يا پيچ بعدي كنيد.


    1.jpg

    در اين عكس مشاهده مي كنيد كه راننده از پنجره كنار در حال نگاه كردن به نشانگر apex است و نه هنگام رسيدن به apex و ديدن نشانگر apex از شيشه جلو.


    2.jpg

    در اين عكس مشاهده مي كنيد راننده اگرچه هنوز به apex نرسيده، اما در حال نگاه كردن به نقطه خروج از پيچ است. در اين عكس شما سايه اتومبيل جلويي را نيز مي بينيد. اما همانطور كه مشاهده مي كنيد راننده عقبي بدون توجه به اتومبيل جلويي، در حال نگاه كردن به نقطه خروج از پيچ است.

    فصل نهم از رانندگی حرفه ای - ميدان ديد - قسمت اول

    در اين قسمت و قسمت بعد به يكي از اساسي ترين و ساده ترين نكات رانندگي خواهيم پرداخت: ميدان ديد. ( در يك بيان كوتاه، دوستاني كه به تمرين در پيست آزادي مي پردازند و در دومين پيچ، پيچ بعد از 400 متر، قبل از عبور از apex دوم اين پيچ، پيچ را بي اختيار باز مي زنند و براي عبور از apex با مشكل افت سرعت مواجه مي شوند، اين دو قسمت را با دقت مطالعه كنند.)
    ابتدا به تشريح اهميت اين موضوع مي پردازيم و در قسمت بعد، به بيان نكات مهم خواهيم پرداخت.
    يكي از اولين مسائلي كه در آموزشگاه هاي رانندگي به شما آموخته اند، منطقه اي است كه بيشتر توجه ديداري شما بايد به آن معطوف باشد. اهميت اين نكات در هنگام رانندگي حرفه اي و به خصوص در رالي نمايان مي شود.
    با دقت در تمامي ورزشها متوجه خواهيد شد كه ورزشكار به جلوي خود نگاه مي كند نه به ابزار حركات خود، در فوتبال، بسكتبال، هاكي و ... بازيكن به جاي نگاه به توپي كه در زير پا و يا در دستانش قرار دارد، به زمين بازي و جايي كه مي خواهد برود چشم مي دوزد.( البته در نظر داشته باشيد كه ميدان ديد بازيكن تمام زمين روبرو و كنار او را دربر مي‌گيرد اما بازيكن اكثر حواس خود را به نقطه‌اي كه مي خواهد برود معطوف مي سازد.)
    در اتومبيلراني، بايد دو نكته را در نظر داشته باشيد. اول، جايي كه بايد به آن نگاه كنيد جايي نيست كه در كسري از ثانيه از آن عبور خواهيد كرد. در واقع بايد جايي را نگاه كنيد كه به آنجا خواهيد رفت نه جايي كه در آن هستيد!!
    دوم، هر چند كه چشم انسان تنها توانايي فوكوس بر روي منطقه محدودي از ميدان ديد را دارد، اما بايد بتوانيد فعاليتها و حركات را در قسمتهايي كه در فوكوس ديد شما نيست تشخيص دهيد. ( اين نكته را هم اضافه كنيم كه چشم توانايي فوكوس بر روي مساحت بسيار كوچكي از ميدان ديد را دارد. در واقع به يك مساحت كوچك نگاه مي كنيد و مساحت بزرگ باقيمانده را مي بينيد!!) دقت به اين نكته به خصوص در زماني كه با چند خودروي ديگر در رقابتيد حياتي است.
    تعداد موضوعات و نكاتي كه يك راننده تازه كار اما با اطلاعات در هنگام رانندگي بايد در نظر داشته باشيد، بسيار كمتر از آن چيزي خواهد بود كه قبل از رانندگي فكرش را مي كند. بسياري از مسايلي كه در اينجا توضيح داده مي شود به طور نا خودآگاه انجام مي شود و شما فقط بايد با تمرين آنرا اصلاح كنيد. در ابتدا ممكن است در تكانهاي شديد براي يك لحظه ديد خود را تا حد زيادي از دست بدهيد اما بعد از مدتي تمرين علاوه بر اينكه منطقه ديد مورد نظر شما وسيعتر مي شود، اين مشكل هم حل خواهد شد. اما به شما توصيه مي كنيم تكنيكها را يكي يكي تمرين كنيد تا از ايجاد عادتهاي نامناسب ( كه ممكن است هيچ وقت به وجود آنها پي نبريد) جلوگيري شود.
    رانندگي در ترافيك پيست، دقيقا مانند راه رفتن در يك سالن شلوغ است!! ممكن شما نتوانيد به راحتي مسير خود را باز كنيد اما خواهيد ديد افراد بسياري با سرعت زياد و بدون برخورد با سايرين در حال حركت هستند. در واقع به علت حضور زياد اين افراد در چنين شلوغي هايي ( تمرين نا خودآگاه آنها) مغز آنها اين توانايي را پيدا كرده كه با در نظر گرفتن سرعت حركت خود و ديگران و مسير حركت آنها، قسمتهايي كه در زمان رسيدنشان به آن نقطه خالي خواهد بود را حدس بزنند. اين همان چيزي است كه در هنگام رانندگي به آن نياز داريد. براي عبور از بهترين و سريعترين مسير، مغز شما بايد سرعت خود شما، ساير خودروها، شكل پيچ يا سري پيچها و موانع موجود را بررسي كند تا بتواند بعد از تطبيق آن با آموخته هاي شما درباره ريس لاين، بهترين مسير را تشخيص دهد. پس چشم شما تنها قسمتي است كه اين اطلاعات را به مغز مي دهد.
    براي عبور از پيچ بايد به 4 قسمت نگاه كنيد...

    - فصل ششم از رانندگی حرفه ای - ترمز گیری

    ترمز گيري:
    در رانندگي شهري، در هنگام ترمز گيري و شتاب گيري تنها از درصد پاييني از قابليت‌هاي خودرو استفاده مي كنيد. به طوريكه به راحتي مي‌توانيد با فشار بيشتر به گاز لاستيك‌ها را وادار به هرزگردي كرده و يا با فشار به پدال ترمز، چسبندگي لاستيك‌ها را از بين ببريد، و در اين حالت برگرداندن خودرو به حالت اوليه بسيار ساده است.
    در رانندگي در باران و به خصوص برف، بايد آرام‌تر و محتاط‌تر از رانندگي شهري هم عمل كنيد. اگر كنترل خودرو را از دست بدهيد، كنترل دوباره دشوارتر از رانندگي شهري خواهد بود زيرا چسبندگي بين تاير و سطح مسير مقدار قابل ملاحظه‌اي نيست.
    در ترمزگيري و شتاب‌گيري در پيست مسابقه حتي زماني كه سطح مسير پيست خشك است، بايد رفتاري مانند رانندگي در باران داشته باشيد!!! آرام و محتاط و ملايم. در اينجا چون هدف ما ثبت بهترين زمان و لازمه آن استفاده از حداكثر توانايي‌هاي خودرو است، به حداكثر توانايي‌هاي تاير نزديك مي‌شويم. راننده بايد در پيچها آرام و روان با پدال‌ها كار كند. هرگونه فشار ناگهاني و ايجاد شوك در اين حالت باعث انحراف از مسير و از دست دادن زمان خواهد شد، آن هم باسرعتي كه انگار خودرو روي يخ حركت مي كند!!
    براي ترمزگيري بايد 3 مرحله را در نظر داشت:
    شروع ترمزگيري بايد سريع باشد ( اما به صورت آني مانند گرفتن كلاج نباشد) اما اينكه سرعت اين ترمز گيري چقدر باشد، به سيستم تعليق خودروي شما بستگي دارد. يا سيستم تعليق خشك‌تر مي توانيد سريع تر عمل كنيد اما در تعليق‌هاي نرم بايد آهسته‌تر عمل كنيد تا پايداري خودرو حفظ شود ( در خودروهايي كه ارتفاع غير اصولي دارند، به راحتي چرخ جلو قفل مي شود.)
    دوم، زماني كه وزن خودرو بر روي چرخ‌هاي جلو مي‌افتد، بايد چرخ‌هاي جلو را در مرز قفل شدن نگه داريد (مانندABS عمل كنيد!) براي اين كار بايد توجه خود را به لرزش‌هاي پدال ترمز و فرمان معطوف كنيد زيرا اين تكانها بسيار كوچك سهتند و شما بايد از اين لرزشها متوجه چسبندگي تايرهاي جلوي خودرو شويد. ( براي اين كار كفش هاي نرم با كف نرم و نازك توصيه مي‌شنود. زيرا مسلما اين ارزش ها خيلي بهتر از يك كفش Air Jordan به شما كمك خواهند كرد!)
    سوم، در نزديكي جايي كه بايد پيچيدن را شروع كنيد، ترمز را به آرامي رها كنيد به طوريكه در نقطه شروع پيچيدن فشار كاملا از روي ترمز برداشته شده باشد. در هنگام ترمز گيري وزن روي چرخ جلو بسيار بيشتر از حالت معمولي مي‌شود. در نتيجه چسبندگي لاستيك بيشتر خواهد بود. اگر رها كردن ترمز سريع و ناگهاني باشد، به طور ناگهاني چسبندگي لاستيكها از بين رفته و هنگام ورود به پيچ دچار مشكل خواهيد شد.
    شتاب گيري:
    بعد از ورود به پيچ بايد ابتدا مقدار كمي گاز داد تا سرعت خودرو ثابت بماند و سپس اقدام به شتاب گيري كرد. تا زماني كه از پيچ خارج نشده‌ايد اين شتاب گيري بايد ارام و ملايم باشد. در پيچ فشار خاصي بر روي هر يك از چرخها وارد مي‌شود كه گاز دادن ناگهاني اين مقدار را تغيير مي دهد و بالانس خودرو را بهم زده، باعث انحراف خواهد شد. در خودروهاي شهري كار كردن با پدال گاز بسيار راحت‌تر از كار با ترمز است. در سرعت‌هاي بالا بسياري از خودروهاي شهري قدرتي ندارند كه بخواهند توليد مشكل جدي كنند. اگر درست عمل كنيد و كار با پدالها و فرمان را به درستي آموخته باشيد، حتي خودروهاي شهري بالاي 400 اسب بخار با وزني بين2500 تا 3200 پوند هم نمي‌توانند دردسر ساز باشند!!! البته در مقايسه با خودروهاي Open Wheel حرفه‌اي كه با وزني حدود 1500 تا 1800 پوند قدرتي معادل 700 تا 900 اسب بخار توليد مي كنند!! يعني نسبت وزن به قدرت تا 5 برابر كمتر ( البته به اين توضيحات دردسرسازي قدرت موتور توجه نكنيد. اينجا ايرانه !!)
    در هنگام خروج از پيچ فشار روي گاز را طوري زياد كنيد كه در لحظه‌اي كه خودرو در مسير مستقيم قرار گرفت، فشار حداكثر بر روي پدال وارد شود. اگر خودروي شما به حركات پدال گاز چندان حساس نيست، بايد رفتار خود را گاهي اوقات بررسي كنيد تا عادتهاي نامناسب در نحوه كار با پدالها به وجود نيامده باشد.

    فصل پنجم از رانندگی حرفه ای - معکوس دادن

    در اين قسمت، به يكي از پركاربرد‌ ترين تكنيكهاي اتومبيلراني مي‌رسيم. براي انجام تكنيك Heel & Toe Downshifting بايد در يك زمان با دست چپ فرمان، با دست راست دنده، با پاي چپ كلاچ و با پاي راست هر دو پدال گاز و ترمز را كنترل كنيد!
    عادت كردن به اين كار قدري زمان‌بر و نيازمند تمرينات متناوب در طول رانندگي است. در ابتدا بايد تمركز زيادي داشته باشيد چون شما در يك زمان با تمام كنترل كننده‌هاي ماشين كار مي‌كنيد، به علاوه اينكه بايد حساسيت خود را به چسبندگي لاستيك‌ها در زمان ترمز گيري معطوف كنيد، نقاط كليدي پيست را نگاه كنيد( در اين باره به تفضيل صحبت خواهيم كرد) و شايد هم بدتر از همه اينها، در هنگام مسابقه، بايد توجه مراقب ازدحام خودروهاي رقيب در سر پيچ‌ها باشيد. به هر حال بعد از حدود فقط دو هفته تمرين، اين توانايي را پيدا خواهيد كرد و كمي بعد، ديگر هيچ احتياجي به تمركز بر روي دست‌ها و پاها نيست و مي توانيد تمام توجه خود را به مسير مسابقه معطوف كنيد.
    در رانندگي شهري،‌ زماني كه به يك پيچ مي رسيد، قبل از ورود به پيچ ترمز كره‌ايد، بعد از عبور از پيچ و زماني كه خودرو در مسير مستقيم قرار گرفت دنده را در حالت سنگينتري قرار مي دهيد و به مسير خود ادامه مي دهيد. هيچ مشكلي در اين حالت وجود ندارد اما براي پيست، بسيار كند است.
    براي رانندگي در ريس، زماني كه بين گاز دادن و ترمز كردن تلف مي‌شود بايد تا حد ممكن كم باشد. شما در حال مسابقه هستيد! شما نمي‌خواهيد زمان را در هنگام تغيير پا روي پدال‌ها از دست بدهيد. (هر چند كه اين زمان كسري از ثانيه باشد) بنابراين:
    قبل از رسيدن به پيچ، پاي راست را از روي گاز برداشته و پدال ترمز را مي‌فشاريد. براي صرفه‌جويي در زمان بايد قبل از اتمام زمان ترمز گيري، دنده را در حالت مناسب قرار داده باشيد تا زماني كه ترمز گيري تمام شد و خواستيد از پدال گاز استفاده كنيد، براي تعويض دنده زمان از دست ندهيد. براي معكوس كردن دنده پاي چپ با كلاچ و دست راست با دنده كار مي كند. اما چون ترمز كرده‌ايد و سرعت شما كم مي‌شود، افت دور موتور خواهيد داشت. حال اگر شما با داشتن افت دور موتور دنده را معكوس كرده و كلاچ را رها كنيد، موتور مانند ترمزي قوي عمل خواهد كرد و يك تكان ناگهاني را مشاهده خواهيد كرد و اگر از حداكثر توانايي خودرو در ترمز كردن استفاده كنيد ( كه در مسابقه بايد اينطور باشد) چسبندگي لاستيك ‌و در نتيجه كنترل خودرو را از دست خواهيد داد. ( مگر اينكه كلاچ را خيلي آهسته رها كنيد كه در اينصورت خيلي زود كلاچ داغ خواهد كرد و زمان زيادي را از دست خواهيد داد.)
    براي جلوگيري از اين موضوع( شوك ناگهاني و از دست دادن كنترل) قبل از رها كردن كلاچ دور موتور بايد تا حد لازم بالا برود. تنها راه اين كار اين است كه از فاصله كم بين ترمز و گاز استفاده كنيم و با همان پاي چپ( كه بر روي ترمز قرار دارد) پدال گاز را فشار داده و دور موتور را بالاتر ببريم. براي اين كار 1پا را كمي چرخانده و با پاشنه پاي راست براي يك لحظه به پدال گاز فشار وارد كنيد تا دور موتور تا حد لازم بالا برود. در اين حالت همچنان كلاج را فشرده و با قسمت بالاي پاي راست عمل ترمزگيري بدون وقفه انجام مي‌پذيرد. مقدار لازم براي بالا بردن دور موتور و زمان آنرا به تدريج و در طول زمان خواهيد فهميد. فراموش نكنيد در زمان رها كردن كلاچ بايد فشار رئي ترمز كم شود و در ضمن بايد عمل ترمز گيري را قبل از ورود به پيچ و عمل معكوس كردن دنده را قبل از اتمام ترمزگيري انجام داده باشيد.
    دوباره به طور خلاصه به آنچه بايد انجام دهيم مي پردازيم:

    Carx1_1_.jpg

    • پاي راست از روي پدال گاز برداشته مي‌شود و پدال ترمز را مي‌فشارد.
    • قبل از اتمام ترمزگيري با پاي چپ کلاچ ‌مي‌گيريم.

    Carx1_2_.jpg

    • با دست راست دنده را در حالت سنگين‌تر قرار مي‌دهيم.( دست چپ بايد روي فرمان باشد)

    Carx1_4_.jpg

    • پاي راست همچنان روي ترمز قرار دارد، فشار روي ترمز مقداري كمتر مي شود و با چرخاندن پا، پاشنه پا روي پدال گاز قرار مي‌گيرد.
    • پاشنه پاي راست فشار سريعي به گاز وارد مي كند تا دور موتور را بالا ببرد. ( نوك پا هنوز بر روي ترمز قرار دارد.)

    Carx1_3_.jpg

    • پاي چپ از روي كلاچ و پاشنه پاي راست از روي گاز برداشته مي‌شود.
    • ترمزگيري تمام شده و وارد پيچ مي شويد ...
    تمام اين اعمال در نيمي از ثانيه بايد صورت گيرند! پس براي انجام درست اين تكنيك نياز به تمرين زيادي حس مي‌شود. در ضمن فراموش نكنيد انجام اين تكنيك براي خودروهاي معمولي با گيربكس سنكرونيزه توصيه مي شود، نه گيربكس‌هاي مخصوص مسابقه ( كه سنكرونيزه نيستند و علاوه بر كارهاي فوق، چند مورد ديگر هم بايد اناجام گيرد كه توضيح آنها طولاني و خارج از بحث ماست)

    carx1.jpg

    - فصل چهارم از آموزش رانندگی حرفه ای - پدال ها

    در اين قسمت كمي به مسائل ساده اما ضروري در مورد طرز استفاده و ديزاين پدال‌ها و آماده كردن آن‌ها براي تكنيك Heel- Toe Downshifting خواهيم پرداخت.

    در يك خودروي سواري بايد چهار پدال وجود داشته باشد:
    پدال گاز،
    پدال ترمز،
    كلاچ
    و پدالي براي استراحت پاي چپ (Rest pedal or dead pedal!)
    اين مورد به صورت يك برآمدگي در تمام خودروها وجود دارد.( پس به جاي آن دقت كنيد. استفاده از آن كمك شاياني به نحوه نشستن شما و محل قرار گيري پاها مي كند)
    در هنگام رانندگي در خودرو بدون صندلي‌هاي مسابقه و يا كمربند با بيش از 3 نقطه اتصال، Rest pedal به شما اين امكان را مي دهد كه با فشار پا در زمان پيچيدن، بدن خود را درون صندلي نگه داريد. اما اگر از صندلي و كمربند مخصوص استفاده مي كنيد، به پاي خود فشار نياوريد و اجازه دهيد صندلي وظيفه‌اش را انجام دهد.
    اولين چيزي كه در مورد پدالها حائز اهميت است، اين است كه آنها را بايد با قسمت استخواني زير انگشتان فشار داد نه با خود انگشتان.
    مورد دوم: شما بايد بتوانيد پدالها را به صورتي كه ذكر شد بفشاريد بطوريكه زانوي شما كمي خم شود( فقط با حركت مچ پا و لگن اين كار را نجام ندهيد) در غير اينصورت با پاهايي صاف و كشيده نمي توانيد كنترل و حساسيت لازم روي پدال‌ها را داشته باشيد. ( به قسمت اول از سري مقالات آموزش رانندگي( Seating Position) مراجعه كنيد)
    كار با پدال‌ها بايد به نرمي صورت گيرد. فشار سريع و ناگهاني بر روي پدال‌ها به خصوص گاز و ترمز باعث تغيير ناگهاني تقسيم وزن بر روي سيستم تعليق و ناپايداري خودرو مي‌شود.
    دقت كنيد در اينجا منظور از اينكه كار با پدال به" نرمي" صورت بگيرد، سرعت كم پا نيست. سريع اما نرم و يكنواخت و بدون ضربه و يا فشار زياد با پدال كار كنيد.
    يكي از تكنيكهاي مهم رانندگي( كه در قسمت بعدي به آن خواهيم پرداخت) تكنيك Heel & Toe Downshifting است كه در آن در يك زمان بايد بتوانيد هر 3 پدال را به صورتي كنترل شده بفشاريد!! مشكل اينجاست كه شما براي فشردن 3 پدال، تنها 2 پا در اختيار داريد! در قسمت بعد مفصلا به آموزش اين تكنيك مي‌پردازيم اما به طور خلاصه، پاي راست بايد هر دو پدال گاز و ترمز را هم زمان كنترل كنيد.
    ممكن اسن پدال‌هاي خودروي شما براي اين كار مناسب نباشد و نتوانيد پدال‌هاي گاز و ترمز را به طور همزمان با يك پا به خوبي كنترل كنيد و احتياج به تغيير در پدالها حس شود. پس بايد به سراغ پدال‌هاي بزرگتر موجود در بازار برويد و به جاي لاستيك‌هاي روي پدال‌ها، آنها را نصب كنيد تا فاصله بين پدالها كمتر شود. در هنگام خريد دقت كنيد: پدالي خريداري كنيد كه در آن، در قسمت پايين سمت چپ گاز يك قسمت اضافي وجود داشته باشد ( كه اكثر پدالهاي عرضه شده در بازار داخلي فاقد اين قسمت مهم هستند.) بعضي از پدال‌ها صرفا براي زيبايي هستند و با يك بست روي پدال و لاستيك آن قرار مي گيرند. به هيچ وجه سراغ اين مورد نرويد. مطمئن شويد پدال مورد نظر شما طراحي مناسبي دارد. اگر بخواهيم راحت‌تر بگوييم، به سراغ پدالهايي كه با روكش فرمان فروخته مي شود! و يا پدالهاي پلاستيكي نرويد)
    ممكن است به تنظيم پدالها هم احتياج پيدا كنيد. براي اين كار توجه كنيد كه در زماني كه پدال ترمز تقريبا تا آخر فشرده شده است، بايد از نظر ارتفاع در كنار پدال گاز قرار بگيرد

    فصل سوم از آموزش رانندگی حرفه ای - تعویض دنده

    شايد در نظر شما، موضوع تعويض دنده آنقدرها اهميت نداشته باشد كه فكر خودتان را با اين موضوع مشغول كنيد. اما در ورزشي مانند اتومبيلراني كه گاهي صدم ثانيه‌ها تكليف قهرمان را مشخص مي كند، بايد تمام نكات را مد نظر داشت. در اين قسمت به چگونگي تعويض دنده در گيربكس‌هاي معمولي خودروهاي شخصي خواهيم پرداخت.
    در رانندگي شهري اكثر رانندگان، دو مشكل عمده مشاهده مي‌شود. مشكل اول، طرز فكر هاليوودي مردم از خونسردي در رانندگي است! يعني فكر مي‌كنند راننده خونسرد و حرفه‌اي، فردي است كه دست راست خود را بر روي شيفتر نگه دارد و با دست چپ فرمان را كنترل كند. اما همانطور كه در بخش قبل ( فرمان گيري) توضيح داده شد، تا حد ممكن بايد دست خود را بر روي فرمان نگه داريد. اين را هم اضافه كنيم كه براي جلوگيري از خستگي دست، طرز نشستن پشت فرمان را تصحيح كنيد و اين كار را با نگه داشتن دست روي شيفتر و يا كناره‌ پنجره انجام ندهيد. زماني كه احتياج به تعويض دنده بود، سريع دنده را عوض كنيد و دست خود را دوباره بر روي فرمان قرار دهيد. به ياد داشته باشيد نيمي از كنترل فرمان با دست راست انجام مي‌گيرد. اگر در پنجه‌هاي دست احساس خستگي كرديد( اين مشكل از محكم نگه داشتن فرمان به وجود مي آيد. اگر در زماني كوتاه دچار اين مشكل مي‌شويد فشار زيادي به فرمان وارد كرده‌ايد.( به قسمت فرمان گيري مراجعه شود)) به جاي قرار دادن دست روي شيفتر، فشار روي فرمان را كم كرده و پنجه‌ها را تكان دهيد.
    به ياد داشته باشيد هميشه امكان برهم خوردن تعادل خودرو وجود دارد ( مشكل فني و يا ضربه زدن خودروهاي ديگر در زمان مسابقه و يا تصادفات ناگهاني شهري) پس هميشه آماده عكس العمل باشيد. در نظر داشته باشيد در اين متون به آموزش رانندگي در پيست مي پردازيم و طريقه تعويض دنده در رالي مقوله‌اي نسبتا متفاوت است.
    دومين عادت نادرست، گرفتن محكم شيفتر و تعويض بيش از حد سريع و ضربه‌اي است. اين كار علاوه بر آسيب زدن به قطعات خودرو، از سرعت تعويض دنده هم مي كاهد!! براي تعويض دنده كف دست بايد تقريبا صاف باشد و بر روي شيفتر قرار بگيرد و دنده سريع اما بدون ضربه و فشار عوض شود. توجه كنيد طرح و شكل شيفتر بسيار مهم است. تكرار مي كنيم، كف دست باز باشد و بر "روي" شيفتر قرار بگيرد.( نه به طوري كه مانند گرفتن فنجان در دست و يا نگه داشتن اهرم كنترل كننده هليكوپتر به نظر برسد!)


    shiftdown_big.jpg


    محل جا رفتن دنده ها را مي‌توان به صورت حرف H در نظر گرفت. براي تعويض دنده از بالاي H به پايين آن، با كف دست و پنجه‌ها اصطلاحا يك ليوان درست كنيد! كف دست بر روي شيفتر قرار بگيرد و با استفاده از كف دست و پايين انگشتان دنده را عوض كنيد. حركت آرام و در خط مستقيم باشد. از آنجايي كه مقدار جابجايي شيفتر زياد نيست، از مچ دست استفاده كنيد نه تمام دست. اگر براي تويض دنده احتياج به حركت بازو و كل دست داريد، فشاري كه به شيفتر وارد مي كنيد زياد است. ضربه نزنيد و خونسرد باشيد. سعي نكنيد دنده را سريعتر از حد ممكن عوض كنيد. (ممكن است دنده را آرام اما سريع تعويض كنيد و بعد از مدتي مشكلاتي در گيربكس مانند خرابي دنده برنجي ببينيد. در اينجا مشكل از تعويض بيش از حد سريع دنده است. در واقع سرعت پا براي گرفتن كلاج بالا اما سرعت دست پايين است. اين مشكل با نصب كوئيك شيفتر تا حد زيادي حل مي‌شود)


    shiftup_big.jpg


    براي تغيير مكان شيفتر از پايين H به بالاي آن، دوباره دست خود را اصطلاحا به صورت ليوان درآوريد. اين‌بار زماني كه دست خود را بر روي شيفتر قرار داريد، بيشترين ارتباط بايد توسط پاشنه دست برقرار شود. در اين روش مچ دست كمي به طرف بالا خم مي شود و نيرو توسط بازو اعمال مي شود.
    براي تعويض دنده از 2 به 3 يا 4 به 5 ، مسير حركت شيفتر بايد تا حدودي مورب باشد اما زياده روي نكنيد. حركت مارپيچ دست! و يا فشار زياد باعث كاهش سرعت تعويض مي شود.
    ممكن است حرفهايي در مورد Speed Shifting و يا تعويض بدون كلاچ دنده و ... شنيده باشيد. رانندگان و مدارس اتومبيلراني حرفه‌اي بارها و بارها نشان داده اند كه تنها ارمغان اين روش‌ها، بالارفتن احتمال ايجاد مشكل در گيربكس است